حرفی از جنس زمان با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما کاربر گرامی از اینکه شما به این سایت مراجعه کرده اید بسیار سپاسگذاریم لذا از شما خواهشمند است با نظرات خود ما را در بهتر شدن این سایت یاری فرمائید . http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com 2020-04-01T11:02:54+01:00 text/html 2009-04-12T04:04:41+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر معضـلات فرهنگـی http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/59 <P align=justify><FONT size=3>&nbsp;اگر بخواهیم از معضلات فرهنگی جامعه سخن به میان آوریم، ابتدا لازم است خود فرهنگ را كاملاً بشناسیم. در دنیای پهناور ما، هر كلتی فرهنگ خاص خودش را دارد و ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم. فرهنگ ایرانی، فرهنگی اصیل است كه با هویت اسلامی بروز می كند. فرهنگی كه خاص و عام به آن می بالند و به معنای حقیقی كلمه آن را افتخار خود می دانند، حال با وجود این تفاسیر ما&nbsp; می خواهیم معضلات این فرهنگ گسترده را&nbsp;برشماریم. معمولاً هر وجودی در دنیـای&nbsp;مادی در طول زمان به دلایل گوناگـون&nbsp;دچار خسران می گردد، فرهنگ نیـز از&nbsp;این قاعده بـی بهره نمـانـده است و&nbsp;با كـج نگـری های افـرادی پـوچ و بی محتوا دچار معضلات خـاص خودش&nbsp;شده است. در یك جامعـه ی پویا، نقـش&nbsp;اصلـی و موتور محـرك آن را خانـواده بازی&nbsp;می كند، حال اگر به هر دلیلـی این موتور دچـار كمبود سوخت می گردد و یا دچار نقص فنی شـود&nbsp;مسلماً آن جامعه با مشكلات و معضلات فراوانـی&nbsp;روبرو می گردد. انسان به فراخور شخصیتـی&nbsp;كه دارد، نیازمندی های مربوط به خودش را نیـز&nbsp;دارا است.هیچ انسانی نمی تواند بگوید كه از نیاز بی نیاز شده است، چرا كه انسان با نیاز متولد می شود، با نیاز متولد می شود وبا نیاز می میرد وحتی با نیاز در آخرت محشور می شود، حال اگر ما بتوانیم نیاز مندیهای یك انسان ،یك خانواده ودر معنای وسیع تر یك جامعه را درك كنیم و درصدد رفع آن&nbsp; برآئیم،می توانیم بر معضلات بر معضلات فرهنگی نیز فائق آئیم. یكی از معضلات فرهنگی جامعه ی ما خود بزرگ بینی است. خود بزرگ بینی باعث انحطاط فرد و درنتیجه جامعه می گردد و این موضوع وقتی فجیع تر می شود كه فردی كه مبتلا&nbsp; به خود بزرگ بینی شده است ،در جامعه دارای مسئولیت نیز می باشد.معضل دیگرفرهنگی ما، تملق وچاپلوسی است.<BR>&nbsp;امروزه در جامعه ی ما متأسفانه مردم به ظواهر كار بیشتر اهمیت می دهندو اصل كار بر ایشان اهمیتی ندارد، به علاوه اینكه به دلیل یك سری نارسا ئیهای اجتماعی،عده ای ناچار به بیماری زشت تملق وچاپلوسی مبتلا شده كه این خود&nbsp;جای تأمل دارد، حال چگونه با این 2 مشكل بزرگ&nbsp; مقابله كنیم ؟! در اینجا به رهنمودهای دین مبین اسلام توجه می كنیم؟ اسلام عنایت خاص داردكه انسان خود رابشناسد&nbsp;موقعیـت خویشتـن را در جهـان&nbsp;آفرینش تشخیص دهد. این همه تأكید در قرآن در مورد انسان برای این است كه انسا ن خویشتن را آن چنانكه هست بشناسد و مقام و موقعیـت خود رادر عالـم&nbsp;وجود ترك كند وهدف از این شناختن و درك&nbsp;کردن این است كه خود را به مقام والایی كه&nbsp;شایسته ی آن است برساند. با این بیان بسیار&nbsp; زیبـای اسلام به این نتیجه می رسیـم كه اگـرانسان خود را بشناسد و درپرتو این شناخت خداوند را بشناسد، دیگر نیازی ندارد خود را&nbsp; بزرگ ببیند، زیرا بزرگ بودن را فقط برای خداوند مجاز می داند و لاغیر، دیگر نیاز ندارد كه تملق و چاپلوسی كند، زیرا روزی دهنده را فقط خداوند می داند ولا غیر، پس بیائید از همین حالا خود سازی را بایك حركت انقلابی درونی شروع كنیم و با این عمل به دگرسازی نیز بیندیشیم.</FONT></P> text/html 2009-04-12T04:00:18+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر وظایف منتظران http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/57 <P align=center><FONT size=4><IMG style="WIDTH: 433px; HEIGHT: 246px" height=710 alt="" hspace=0 src="http://jamkaran.info/images/art/wallpaper/w_jamkaran_24.jpg" width=706 align=baseline border=0></FONT></P> <P align=justify><FONT size=3>مَتی نُقادیكَ وَ نُراوِحُكَ فَنُقِّرُ عَیناً ؟ <BR>كی شود كه صبح و شام خدمت تو شرفیاب گردیم و چشم ما روشن گردد؟ در مورد وظایف منتظران و تكالیف شیعیان در دوران غیبت سخن های بسیاری گفته شده و حتی در برخی از كتب از جمله ( مكیال المكارم فی فواید الدعا للقائم ) تا هشتاد وظیفه برای منتظران برشمرده است. اولین و مهمترین وظیفه ای كه هر شیعه منتظر بر عهده دارد كسب معرفت نسیت به وجود مقدس امام خویش است. اهمیت این موضوع را از احادیث زیادی كه از شیعه و سنی در این زمینه نقل شده است می توان فهمید، مانند این حدیث از پیامبر (ص) : هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است، یا حدیثی از امام حسین (ع): هان ای مردم! همانا خداوند بندگان را نیافرید مگر برای اینكه او را بشناسند، پس هرگاه او را بشناسند، او را بپرستند و هرگاه او را بپرستند، با پرستش او از بندگی هر آنچه جز خداست بی نیاز گردند. مردی سؤال كرد ای فرزند رسول خدا، معرفت خدا چیست؟ حضرت فرمود این است كه اهل هر زمانی، امامی را كه باید از او فرمان برند، بشناسد و در جایی دیگر امام صادق (ع) می فرمایند: كمترین حد معرفت به امام آن است كه بدانی كه امام مساوی با پیامبر (ص) است مگر در درجه نبوت.امام وارث پیامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و باید در هر امری تسلیم او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد. مؤلف كتاب ارزشمند مكیال المكارم، مراد و مقصود از « معرفت امام » را كه در روایت های یاد شده بر آنها تأكید شده است چنین توضیح می دهد: بدون تردید مقصود از شناختی كه امامان تحصیل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرموده اند، این است كه آن حضرت را آن چنان كه هست بشناسیم، به گونه ای كه این شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهه های ملحدان و مایه نجاتمان از اعمال گمراه كننده مدعیان دروغین باشد و این چنین شناختی جز به دو امر حاصل نمی گردد: اول، شناختن شخص امام(ع) به نام و نصب و دوم، شناخت صفات و ویژگیهای او و بدست آوردن این دو شناخت از اهم واجبات است. بهترین راه برای پی بردن به مراتب و مقامات امام معصوم شیعه به طور كلی و امام عصر(عج) به طور خاص مطالعه كتبی است كه در این زمینه نگاشته شده است، از جمله: 1) الكافی (محمد بن یغقوب كلینی)، 2) معرفت حجت خدا(شرح دعای اللهم عرفنی نفسك) از لطف الله صافی گلپایگانی، 3) معرفت امام عصر از سید محمد بنی هاشمی و... و در كنار این كتب، خواندن زیارتی مانند جامعه كبیره كه در حصول معرفت نسبت به مقام امام در عالم هستی بسیار مؤثر است</FONT></P> <P align=justify><FONT size=3>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;برخاسته ایم تا جهان برخیزد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; این خفته دل از خواب گران برخیزد<BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp; برپای ستادگان زپای ننشینند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تا مهدی صاحب الزمان برخیزد</FONT></P> <P align=justify><FONT size=4><FONT size=3>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; « حمیدی سبزواری »-برگرفته از آثار ابراهیم شفیعی سروستانی<BR></FONT>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</FONT></P> text/html 2009-04-12T03:52:23+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر انسانیت یکسان http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/53 <P align=center><FONT size=4>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<IMG style="WIDTH: 348px; HEIGHT: 219px" height=283 alt="" hspace=0 src="http://pix2pix.org/my_unzip/1191405716297256_orig.jpg" width=348 align=baseline border=0></FONT></P> <P align=justify><FONT size=4>&nbsp; </FONT><FONT size=3>زندگی صحنه &nbsp;یكتای هنرمندی ماست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; هر كسی نغمه خود خواند و از صحنه رود<BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; صحـنه پیوستـه بـه جـاست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به یاد</FONT></P> <P align=justify><FONT size=3>چه بسیار افرادی هستند كه با رسیدن به عنوان و قدرتی ظاهری، خویشتن خویش را فراموش كرده و به خود اجازه هرگونه برخوردی را با دیگران می دهند و در پی احترام و جواب هستند، بدون آنكه لیاقت كلمه ی سلام را كه به معنی درود بر توست را داشته باشند و حضرت امیرمؤمنان حضرت علی(علیه السلام) به چه زیبایی علل سقوط جامعه ی انسانی را در خطبه ی 234 نهج البلاغه اینگونه می فرمایند: « خدا شما را رحمت كند، بدانید كه شما در روزگاری هستید كه گوینده ی حق اندك و زبان از راستگویی عاجز و حق طلبان بی ارزشند، مردم گرفتار گناه و به سازشكاری همه همداستانند، جوانانشان بد اخلاق، پیرمردانشان گناه كار، عالمانشان دورو و نزدیكانشان سود جویند، نه خردسالانشان بزرگان را احترام می كنند و نه توانگرانشان دست مستمندان را می گیرند.»<BR>آری، اكنون كه موسم بهار و عید باستانی نوروز می باشد؛ چه زیباست كه یك سری جملات زیبا و پندهایی حكیمانه از مولای متقیان علی (علیه السلام) و بزرگان را به شما خوانندگان محترم تقدیم نمایم، باشد تا همگی خویشتن خویش را فراموش نكرده و به یاد روز جزاء باشیم كه آنروز ، روز شرمندگی ما نباشد( اگر روزی دشمنی پیدا كردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی، اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند، اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست، اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد.)<BR>در جایی امام علی(علیه السلام) به فرزندشان امام حسن(علیه السلام) می فرماید:<BR>پسرم، چهار چیز از من یاد بگیر و چهار چیز به خاطر بسپار كه تا به آن ها عمل می كنی زیان نبینی:<BR><STRONG>الف) خوبی ها:</STRONG><BR>1) همانا ارزشمندترین بی نیازی عقل است.<BR>2) بزرگترین فقر بی خردی است.<BR>3) ترسناك ترین تنهایی خودپسندی است.<BR>4) گرامی ترین ارزش خانوادگی، اخلاق نیكوست.<BR></FONT><FONT size=3><STRONG>ب) هشدارها:<BR></STRONG>1)پسرم! از دوستی با احمق بپرهیز؛ چرا كه می خواهد به تو نفعی رساند اما دچار زیانت می كند.<BR>2) از دوستی با بخیل بپرهیز، زیرا آنچه را كه سخت به آن نیاز داری از تو دریغ می ورزد.<BR>3) از دوستی با بدكار بپرهیز كه با اندك بهایی تو را می فروشد.<BR>4) از دوستی با دروغ گو بپرهیز كه او به سراب ماند، دور را به تو نزدیك و نزدیك را دور می نماید.<BR>و دوستان گرامی، عزیزانی كه همواره درد بشریت شما را دردمند می كند، این سخن همواره یادمان باشد: دیگران كاشتند و ما خوردیم، ما بكاریم تا دیگران بخورند.<BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </FONT><FONT size=3><STRONG>&nbsp;ماجرای بازگشت خورشید<BR></STRONG>به دستور رسول خدا از حوادث مهمی است كه مورخان و محدثان حكایت آن را نقل كرده اند. تعدادی از مورخان زمان وقوع این حادثه را روزی می دانند كه رسول اكرم(ص) در آن روز غنایم خیبر را بین مسلمان ها تقسیم كردند. طبق نوشته ی این مورخان عصر روزی كه رسول خدا غنایم جنگ خیبر را تقسیم كرد به آن حضرت حالت وحی دست داد. در این حالت بود كه رسول اكرم (ص) سرش را در داوان حضرت علی(ع) نهاد. این حالت تا آنجا طول كشید كه آفتاب غروب كرد. آفتاب در حالی غروب كرد كه حضرت علی(ع) نماز عصر نخوانده بود و منتظر بازگشت رسول خدا(ص) به حالت عادی و برداشتن سر از دامانش بود. در همین لحظه ناگهان رسول خدا از حالت وحی بیرون آمد و به علی (ع) فرمود: « ای علی! نماز عصر خوانده ای؟ » علی (ع) پاسخ داد “نه” رسول خدا با شنیدن پاسخ علی(ع)، دست به سوی آسمان بالا برد و فرمود: پروردگارا! علی مشغول&nbsp; فرمان برداری تو و رسالت بود، پس خورشید را برای او بازگردان. هنوز دعای رسول خدا(ص) به پایان نرسیده بود كه خورشید بازگشت و آفتاب در بالای كوهها و درخت ها ظاهر شد. پس از بازگشت خورشید، حضرت علی (ع)نماز عصر را برگزار كردند با تمام شدن نماز حضرت علی(ع)، خورشید نیز فوراً پشت كوه ها مخفی شد و تاریكی غروب پدید آمد</FONT></P> text/html 2009-04-12T03:03:21+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر داستانهای کوتاه http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/58 <P align=justify><FONT size=4>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<STRONG>&nbsp;&nbsp; چون كودك<BR></STRONG><FONT size=3>زنی حدود نودساله را می نشاختم كه هرگز از هیچ چیز ناراحت نمی شد. او هیچگاه عصبی نبود. پیوسته آرام و پرنشاط، مانند آب های زلال بركه ها همیشه در آرامش خدایی به سر می برد. با همه كس و همه چیز و حتی خودش در آرامش بود. از او پرسیدند چگونه می تواند تحت همه شرایط آسوده خاطر باشد. زن پاسخ داد: من هر شب كودكی می شوم و قبل از خواب به گوشه ای ساكت و خاموش می روم، در سكوت به خدا فكر می كنم، همه نگرانی ها، تشویش ها و مسائل روز را یك یك بر دامان خدا می گذارم. اگر از كاری كه كرده ام و حرفی كه زده ا احساس گناه كنم، اگر كسی را رنجانده باشم، این ها را در سكوت به خدا می گویم و از او طلب بخشایش می كنم و بخشایش او را می پذیرم. اگر نگران چیزی باشم آن را به خدا می سپارم و رهایش می كنم. اگر احساس تنهایی كنم یا تصور كنم كه كسی مرا دوست ندارد، همه را به خدا می گویم و آنگاه خدا مرا در آغوش پر مهرش می گیرد. همیشه وقتی كه به این ترتیب همه چیز را رها می كنم و به خدا می سپارم، آرامش عظیمی می یابم و همه فشارها، تشویش ها و عصبیت ها ناپدید می شوند.<BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</FONT></FONT><FONT size=3><STRONG>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; پسرك و پیرمرد تنها<BR></STRONG>پیرمرد تنها در پارك نشسته بود، پسركی به او نزدیك شد و كنارش نشست و گفتگو آغاز شد. پسرك گفت: بعضی وقتها قاشق از دستم میفته، پیرمرد گفت: من هم همین طور. پسرك با آرامی گفت: بعضی شب ها رختخوابمو خیس می كنم، پیرمرد با خنده گفت: من هم همین طور. پسرك گفت: گاهی وقت ها گریه می كنم، پیرمرد سری تكان داد و گفت: من هم همین طور. پسر بچه دستش را در دستان گرم پیرمرد گذاشت و گفت: اما بدتر از همه اینه كه بزرگترها هیچ توجهی به من ندارند، پیرمرد آهی كشید و گفت: دركت می كنم. نتیجه: كودكان و سالمندان را دریابیم.</FONT></P> <P align=justify><FONT size=4>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<STRONG>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; فرشته بیـكار</STRONG><BR><FONT size=3>روزی مردی خواب عجیبی دید. او دید كه پیش فرشته هاست و به كارهای آن ها نگاه می كند، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدكه سخت مشغول كارند و پی در پی نامه هایی را كه توسط پیك ها از زمین می رسند باز می كنند و آن ها را داخل جعبه&nbsp; می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید شما چه كار می كنید؟ فرشته در حالی كه داشت نامه ای را باز می كرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم. مرد كمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید كه كاغذهایی را داخل پاكت می گذارند و آن ها را توسط پیك هایی به زمین می فرستند. مرد پرسید، شماها چه كار می كنید؟ یكی از فرشتگان با عجله گفت اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستیم. مرد كمی جلوتر رفت و دید فرشته ای بیكار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیكارید؟ فرشته جواب داد: اینكا بخش تصدیق جواب است. مردمی كه دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی فقط عده ی بسیار كمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته گفت: بسیارساده، فقط كافی است بگویند:«خدایا شكر»<BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;<STRONG>حقیقت</STRONG><BR>مردی نزد سقراط رفت و &nbsp;گفت: از آنجا كه بسیار با شما دوست هستم، لازم است چیزی را بگویم. سقراط گفت: صبر كن؛ آیا سه آزمون را گذرانده ای؟ آزمون نخست را انجام داده ای؟ آیا می دانی كه آنچه به من می گویی حقیقت دارد؟ خب، مطمئن نیستم، اما شنیدم كه می گویند... حكیم گفت: آیا آزمون دوم را انجام داده ای؟ آزمون خوبی را؟ آیا گفته تو برایم خوب است؟ نه كاملاً بر عكس... اگر آزمون حقیقت و خوبی را انجام نداده ای پس حتماً آزمون فایده را انجام داده ای؟ آیا آنچه می خواهی برایم بگویی مفید است؟ مرد گفت: مفید، خب مفید نیست. فیلسوف با لبخند نتیجه گرفت، اگر موضوع نه حقیقت دارد نه خوب است و نه مفید است؛ بهتر است خود را نگرانش نكنی!<BR></FONT></P></FONT> text/html 2009-04-12T02:50:06+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر چند توصیه پزشكی از امام صادق - طـب الصـادق(ع) http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/52 <P align=justify><FONT size=3><STRONG>سیب درختی:</STRONG> مایه شست و شوی قلب و پالاینده معده و حرارت بدن را فرو و مایه خنكی و ضد تب است.<BR><STRONG>باقلا:</STRONG> خون را تازه، استخوان را محكم و پرتراكم و پوست آن، معده را تقویت می نماید.<BR><STRONG>سنجد:</STRONG> گوشت آن، گوشت می رویاند و پوستش پوست و هسته اش، استخوان.<BR><STRONG>پنیر:</STRONG> غذای پیشین را هضم می نماید و قبل از خوردن غذا اشتها می آورد.<BR><STRONG>حلیم:</STRONG> همان پختن گوشت با گندم می باشد و برای درمان كمردرد مؤثر می باشد.<BR><STRONG>عوامل شادابی از دیدگاه امام صادق ( علیه السلام)</STRONG><BR>پوشیدن كفش زرد ـ قدم زدن ـ سواری ـ نگاه كردن به سبزی ـ در آب غوطه خوردن ـ مسواك ـ شستن سر در حمام با خطمی ـ خوردن انگور سیاه و گلابی ـ&nbsp; خوردن تلبیه (آش سبوس شیر و عسل ).<BR><STRONG>از چه چیزهایی پرهیز كنیم( از دیدگاه امام صادق)« علیه السلام»</STRONG> <BR>حمام با شكم پر ـ آمیزش با شكم پر ـ همبستری با پیرزنان كه موجب فرسودگی است ـ پوشیدن كفش مشكی كه به چشم زیان می رساند ـ نخوردن شام كه موجب سستی بدن می شود ـ نخوردن گوشت به مدت حداكثر 40 روز كه موجب تباهی عقل می شود ـ خوردن گوشت هر روز كه دل را می میراند ـ نوشیدن آب سرد در حمام كه معده را تباه می كند، البته نوشیدن جرعه ای آب گرم در حمام خوب است ـ شانه زدن مو در حمام كه مو را باریك می نماید سنگ پا مالیدن به پا در حمام كه پیسی می آورد ـ خوردن خربزه ناشتا كه اندام را سست می نماید.</FONT></P> <P align=justify><FONT size=3><STRONG>پزشكی روح از دیدگاه امام صادق(علیه السلام)</STRONG><BR>خوردن انار: دل را روشن می نماید و بهتر است ناشتا و صبح جمعه صرف شود ـ خوردن سركه: شهوت زنا را ریشه كن و قلب را روشن می كند ـ آغاز نمودن روز خود با بوی خوش استعمال نمودن ـ سخن گفتن: آرامش روح می آورد ـ خوردن گوشت كبك كه اندوه را می برد ـ خوردن بادمجان در فصل خرما چینی كه موجب روشنی چهره می شود ـ پرخوری : میل به گناه می آورد، عبادت را كم می كند و سنگ دلی می آورد وگرسنگی قیامت را به بار می آورد .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <BR>&nbsp;غضب: قلب حكیم را به تیرگی و ظلمت خواهد كشاند ـ دروغ: هیچ دردی كینه توز تر از دروغ نیست ـ حسد: موجب ناراحتی و سرگردانی و غصه می شود&nbsp; تكبر: هیچ جهلی از خودپسندی زیان آورتر نیست ـ حرص: سرچشمه همه ی عیوب ـ خودنمایی: به معنی جهل است.<BR><STRONG>چند توصیه دیگر</STRONG><BR>انار را با پیه آن بخورید كه موجب دباغی معده می شود ـ بعد از خوردن ماهی چند خرمكا یا مقداری عسل بخورید كه به سستی اندام دچار نشوید ـ بعد از خوردن غذا به پشت دراز كشیده تا درد را از بدن بیرون كنید ـ زدن حنا: بوی بد عرق را دور می كند ـ خوردن ویتامین ث مانند پرتقال، گوجه، فلفل و غیره آهن جذبی بدن را دوبرابر می كند.<BR><STRONG>آیا اسرار وضو را می دانید؟</STRONG><BR>1) شستن صورت در وضو: یعنی خدایا هر گناهی كه با این صورت انجام داده ام، آن را شست و شو می كنم كه با صورت پاك به جانب تو عبادت كنم.<BR>2) شستن دست ها در وضو: یعنی خدایا از گناه، دست شسته ام و گناهانی را كه با دستم مرتكب شده ام، دستم را تطهیر می كنم.<BR>3) مسح دست در وضو: یعنی خدایا از هر خیال باطل و هوس خام كه در سر پرورانده ام، سرم را تطهیر می كنم و خیال های باطل را از سر به دور می اندازم<BR>4) مسح پا: یعنی خدایا من از جای بد رفتن و گناه، پای می كشم و این پا را از هر گناهی كه انجام داده ام تطهیر می كنم.<BR></FONT></P> text/html 2009-04-12T01:59:00+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر آیا می دانیـد ایرانیـان از زمـان های دور یكتـا پرسـت بوده اند؟ http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/56 <P align=justify><FONT size=3>هرودت می گوید: ایرانیان بر خلاف ما یونانیان عقیده به چند خدا بودن دنیا ندارند، در نتیجه معابد و منابر مختلف برای خدایان نیز ندارند.آنان پرستش چندین خدا را كه در مصر و یونان كه امری رایج است را مایه حماقت می دانند. به اعتقاد من این تفكر از آن جا سرچشمه می گیرد كه ایرانیان خدا را مانند ما دارای جسم نمی دانند. عقیده ما بر وجود خدا و اثبات آن، وجود جسم مادی آن است و آنان (ایرانیان) خلاف این را می اندیشند. پس خداشرستی آنان با ملت های دیگر متفاوت است. هرودت می افزاید: رئزی در مصر هلهله برپا شد و كمبوجیه شاه( فرزند كوروش كبیر) آنجا بود. شاه پرسید كه این همه آشوب و صدا برای چیست؟ مأموران پاسخ دادند خدای مصر وارد شهر شده است. كمبوجیه متعجب پرسید، مگر خدا را می توان دید( زیرا ایرانیان خدا را فاقد جسم مادی می دانستند) در حالی كه به دروازه شلوغ شهر رسیدند با گاوی بزرگ روبرو شدند كه مردم مصر او را پرستش می كردند. كمبوجیه خشمگین شد و خنجری را با قدرت به گاو زد و آن را كشت و با صدایی بلند فریاد زد: این چه خدایی است كه با خنجری كوچك از پای درآمد. جای بسیار شگفتی است كه ایرانیان در نخستین زمان های تاریخ كه بشریت در جهل و حماقت غوطه ور بوده اند، از دانشی شایسته ایرانی و خردی نیك برخوردار بوده اند.&nbsp;<BR><STRONG>نمونه</STRONG></FONT><FONT size=3><STRONG> ای از آثار به جای مانـده در مـورد یكتا پرستـی ایرانیـان باستـان<BR></STRONG>1) سنگ نوشته ی اردشیرشاه اول ـ شهر پارسه 465 قبل از میلاد مسیح: خدای بزرگ است كه این زمین را آفرید، كه مردم را آفرید و شادی را برای مردم آفرید و ...<BR>2) فرمان اردشیر بابكاتن به مناسبت تاجگذاری: سپاس و ستایش باد خدایی را&nbsp; كه نعمت هایش را به ما اختصاص داد و ما را مشمول عنایت خود ساخت. خدایی كه كشور ما( ایران) را دوباره آرام ساخت و مردم را از هرج و مرج به اطاعت درآورد. او را چناچنچه شایسته است، می ستایم و از نعمت هایش كه به ما ارزانی كرده است،&nbsp; قدردانی می كنم. ای مردم بدانید كه من همه تلاش خودم را در راه برقراری عدالت ـ ایجاد رفاه برای رعیت ـ آباد سازی و رونق كشور نیكی به بندگان ـ حفظ یگانگی ملی و بازسازی خرابی ها به كار خواهم گرفت.</FONT></P> text/html 2009-04-12T00:58:20+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر آیــــا مـــی دانــیـــد؟ http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/55 <P align=justify><FONT size=3>1) انسان سالانه بیش از یك میلیون مرتبه پلك می زند.<BR>2) ناخن های انگشتان دست، تقریباً چهار برابر ناخن های پا رشد می كنند.<BR>3) یك چهارم استخان های بدن در پای انسان قرار دارد.<BR>4) خوردن یك عدد سیب در اول صبح، بیشتر از یك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می شو.د.<BR>5) جویدن آدامس هنگام خوردن پیاز مانع ریزش اشك می شود.<BR>6) دهان آدم روزی یك لیتر بزاق ترشح می كند.<BR>&nbsp;7) اثر لب و زبان هر كس مانند اثر انگشت او منحصر به فرد است.<BR>8) مقاوم ترین ماهیچه در بدن زبان است.<BR>9) وقتی كه عطسه خود را حبس كنید، ممكن است یك رگ خونین در سر و یا گردن شما پاره شود و بمیرید.<BR>10) تنها غذایی كه فاسد نمی شود، عسل است.<BR>11) پروانه ها با پاهایشان می چشند.<BR>12) استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتریهای موجود در گوش شما را تا 700 برابر افزایش می دهد.<BR>13) دندان پزشكان توصیه می كنند كه زمان مسواك زدن تا 6 قدم از توالت دور شوید تا از ورود ذرات معلقی كه به وسیله هوا منتقل می شوند، در هنگام شست و شوی دهان جلوگیری شود.<BR>14) مغز در هنگام خواب فعال تر از وقتی است كه تلویزیون می بینید.<BR>15) سیر سلول های كبد را فعال می كند در نتیجه از ایجاد مواد سمی در آن می كاهد، در ضمن باعث شادابی و جوانی كبد می شود.<BR></FONT></P> text/html 2009-04-11T23:57:06+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر چگونه مضرات خوردن پیتزا را كاهش دهیم‌ http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/54 <P align=center><FONT size=4><IMG style="WIDTH: 341px; HEIGHT: 197px" height=476 alt="" hspace=0 src="http://www.persiangraphic.com/persian/albums/userpics/10001/persiangraphic_Pizza.jpg" width=442 align=baseline border=0></FONT></P> <P align=justify><FONT size=4>&nbsp;</FONT><FONT size=4><FONT size=3> ‌زندگی شهری، زندگی مجردی و زندگی‌هایی كه در آن زن و&nbsp;شوهرها در حال كار كردن هستند، كمتر اجازه می‌دهند كه بتوان در منزل&nbsp;به پخت و پز پرداخت. پس سریع به سراغ فست‌فودها می‌رویم كه ما را با&nbsp;ظاهر بسیار جذاب، مدرن و تصاویر و رنگ‌های اشتهابرانگیز شیفته خود می‌كنند. <BR>یكی از محبوب‌ترین غذاهایی كه جوانان و نوجوانان و بچه‌ها از میان انواع فست‌فودها بسیار انتخاب می‌كنند پیتزاست. اكثر كارشناسان علوم غذایی، مصرف پیتزا را به دلیل سوسیس و كالباس و انرژی فراوانی كه دارد توصیه نمی‌كنند. مطالعات نشان داده است مصرف مداوم غذاهایی كه سوسیس و كالباس از اجزای اصلی آنهاست، التهاب معده و روده را به همراه داشته و با مصرف طولانی‌مدت آن به دلیل وجود مواد نگهدارنده نیتراتی، فرد را مستعد سرطان، خصوصا سرطان كولون می‌كنند. انواع پیتزاها ضمن اشتهاآور بودن، فاقد محتوای تغذیه‌ای لازم بوده و باعث انباشتگی انرژی و در نتیجه چاقی می‌شود.از سویی دیگر، این غذای لذیذ خطرناك نمك بالایی داشته كه در درازمدت فشار خون را افزایش می‌دهد. مشكل دیگر پیتزا این است كه برای لذیذ شدن در آن از پنیرهای با چربی بالا استفاده می‌شود كه از پیامدهای آن عوارض منفی قلبی&nbsp; عروقی است. در 100 گرم پنیر پیتزا 450 كالری انرژی نهفته است. علاوه بر آن، نان‌های پیتزا بدون سبوس هستند كه باعث می‌شود جذب مواد نشاسته‌ای آنها خیلی سریع صورت گیرد و فرد دچار اضافه وزن و افزایش ناگهانی قند خون شود.<BR>به طور كلی یك پرس پیتزای معمولی بین 1200 تا 2000 كالری انرژی دارد كه وقتی نوشابه و سیب‌زمینی سرخ كرده را نیز به آن اضافه كنیم تقریبا حدود 2500 كالری می‌شود كه این مقدار، از میزان كالری دریافتی روزانه یك انسان نرمال هم بیشتر است. پس به طور كلی می‌توان گفت&nbsp; پیتزا غذای سالمی نیست و تا حد امكان باید از مصرف آن اجتناب كرد.<BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;</FONT><FONT size=3><STRONG>&nbsp; چـه بایـد كـرد؟<BR></STRONG>حالا كه پیتزا غذای خوشمزه‌ای است كه اغلب كودكان به آن علاقه دارند، می‌توان راه‌هایی یافت كه مضرات آن را كاهش داد.در نظر داشته باشید پیتزای سبزیجات یا پیتزای گوشت و قارچ نسبت به پیتزاهایی مانند پپرونی سالم‌ترند.<BR>توصیه می‌شود&nbsp; دفعات مصرف این غذا را به یكی دو بار در ماه محدود كنید.به همراه پیتزا به جای استفاده از نوشابه بهتر است از ماءالشعیر، دوغ یا آب استفاده كنید.استفاده از سالاد گوجه‌فرنگی بدون سس در هنگام مصرف پیتزا مورد توجه قرار گیرد چراكه سرشار از ویتامین C است و می‌تواند اثر مخرب تركیب سرطان‌زای نیتروزآمین كه حاصل تركیب نیترات سوسیس و كالباس با اسید آمینه بدن است را در دستگاه گوارش تقلیل دهد.<BR>سس قرمز به مراتب بهتر از سس سفید است. یك قاشق غذاخوری سس قرمز فقط یك گرم چربی دارد در حالی كه یك قاشق مرباخوری سس سفید، پنج گرم چربی دارد. یك مزیت دیگر سس قرمز این است كه دارای ویتامین C است اگرچه در فرآیند فرآوری از ویتامین آن كاسته می‌شود ولی ترجیح، استفاده از سس قرمز است. قابل ذكر است، انواع سس‌ها رفلاكس معده را افزایش می‌دهند كه می‌تواند به سرطان مری منجر شود.<BR>موضوعی كه به آن توجه زیادی نمی‌شود بحث بهداشت فست‌فودهاست كه نادیده گرفته می‌شود. به طوری كه بسیار می‌بینیم كارگرانی با دستها و وسایلی آلوده و لباس‌هایی نه‌چندان مناسب مشغول تهیه و توزیع مواد غذایی آماده هستند. بكوشید پیتزای خانگی تهیه كنید و از خوردن آن بیشتر لذت ببرید.<BR></FONT></P></FONT> text/html 2009-04-11T22:48:47+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر پزشکی (کودکان) http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/51 <P align=justify><FONT size=3><STRONG>با ترس كودكان چه كنیم؟</STRONG> <BR>بسیاری از والدین با مشكلاتی از قبیل ترس كودك از حیوانات، ترس از تاریكی ها، ترس از غریبه ها و غیره مواجه می شوند و واقعاً&nbsp; نمی دانند كه چگونه رفتاری باید در مقابل این گونه ترس ها داشته باشیم. در بخورد با چنین ترس هایی والدین باید ابتدا دلایل ترس طفل را ریشه یابی كنند، چراكه برخی از این ترس ها طبیعی بوده و لازم نیست والدین حساسیت زیادی در مورد آن ها نشان دهند و برخی بنا بر دلایلی رخ داده و لازم است مورد توجه قرار گیرد.<BR><STRONG>چه نوع ترس هایی به توجه و درمان نیاز دارند؟</STRONG> <BR>در مرحله اول باید به سن كودك توجه داشت، برخی از ترس ها در سنین خاصی طبیعی تر هستند، بنابراین اگر چنین ترس هایی بیش از 2 سال دوام داشته باشند، حتماً به درمان نیاز دارند. اصولاً یك ترس عادی نباید چنین مدت زمانی طول بكشد و گاه بدون نیاز به مداخلات درمانی به تدریج كاهش پیدا كرده و بالاخره از بین می روند. هر چند گاهی كودكان از چیزی می ترسند، ولی این ترس ها چندان وحشت زا نیستند و مشكل خاصی در عملكرد روزانه كودك ایجاد نمی كنند و واكنش ترس در او چندان شدید و ناهنجار نیست، اما زمانی كه ترس كودك غیرعادی سات و نیاز به مداخلات درمانی دارد و واكنش كودك به عامل ترس بسیار شدید است از برای اینكه كودك بسیار وحشت زده شده و رفتارهایی از خود نشان&nbsp; می دهد كه اغلب خارج از كنترل دیگران است.<BR><STRONG>برای درمان ترس در كودكان چه باید كرد؟</STRONG> <BR>روانشناسان برای كاهش ترس های كودكان راه های زیادی را توصیه می كنند. آن ها در مرحله اول به والدین توصیه می كنند كه در رفع مشكل كودك عجولانه عمل نكنند، تعجیل و شتاب زدگی آن ها در كاهش ترس كودك می تواند به جای درمان، اضطراب و ترس او را افزایش دهد. این ترس معمولاً به تدریج از بین می رود و لازم است والیدن با خونسردی و آرامش اقدام به كاهش این ترس ها نمایند. توصیه بعدی روانشناسان این است كه هرگز كودكان را به خاط ترسشان تحقیر و سرزنش نكنیم. چند دلیل ترس ها از نظر ما بزرگترها كاملاً غیر منطقی و نامعقول به نظر می رسد، اما خود كودك چنین احساسی ندارد و نمی تواند غیرمنطقی بودن ترس خود را درك كند و سرزنش به او كمكی نخواهد كرد.<BR>حتی زمانی كه كودك تحت نظر یك متخصص و روانشناس درمان می شود، اگر عامل اصلی ترس هنوز حضور داشته باشدچندان فایده ای نخواهد كرد. مثلاً زمانی كه خود مادر از تاریك می ترسد، هرچند كودك حمایت ها و درمان هایی را از روانشناس و مشاور خود دریافت می كند، اما الگوهایی كه&nbsp; در خانه از رفتار مادر می پذیرد الگویی قوی تر است كه نتایج یك درمان ثمربخش را از بین می برد، بنابراین لازم است علل اساسی ترس كشف و حتماً درمان شود.<BR>بازی موقعیت مناسبی است كه ترس كودك را از بین ببریم، مثلاً كودكی از آمپول می ترسد، می توانیم برایش یك بازی خوب ترتیب دهیم كه در آن تزریق آمپول را تمرین كند و در مراحل دیگر می توان از روش های خاص رفتار سازمانی كه توسط روانشناسان مورد استفاده قرار می گیرد، بهره جست</FONT></P> text/html 2009-04-11T21:45:23+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر قوانینی که نیوتن از قلم انداخت http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/50 <P align=center><FONT size=4><STRONG><IMG height=189 alt="" hspace=0 src="http://www.ngdir.ir/SiteLinks/Kids/Image/astronomy-farsi/000_newton.jpg" width=199 align=baseline border=0></STRONG></FONT></P> <P><FONT size=4><FONT size=3><STRONG>قانون صف:<BR></STRONG>اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.<BR><STRONG>قانون تلفن:</STRONG><BR>اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.<BR></FONT><FONT size=3><STRONG>قانون تعمیر: <BR></STRONG>بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.<BR><STRONG>قانون کارگاه:</STRONG> <BR>اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.<BR></FONT><FONT size=3><STRONG>قانون معذوریت: <BR></STRONG>اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد. <BR><STRONG>قانون حمام:</STRONG> <BR>وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد. <BR><STRONG>قانون روبرو شدن:</STRONG> <BR>احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.<BR></FONT><FONT size=3><STRONG>قانون نتیجه: <BR></STRONG>وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.<BR><STRONG>&nbsp;قانون بیومکانیک:</STRONG> <BR>نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.<BR><STRONG>قانون تئاتر:</STRONG> <BR>کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.<BR></FONT></P></FONT> text/html 2009-04-10T20:59:55+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر خرس ها (قسمت اول) http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/49 <P align=center><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.jazirehdanesh.com/files/site1/pages/all/bear-3.jpg" align=baseline border=0><BR><FONT size=4></FONT></P> <P align=justify><FONT size=4><FONT size=3>مردان روستای((سارم بیك)) زود می میرند، با وجود اینكه بار سنگین بردگی و روستایی&nbsp;بر دوش زنان است ولی باز هم مردان عمر كوتاهی دارند. در ((سارم بیك)) كسی نمی داند&nbsp;كه به چه علٌت وچرا مردان این چنین عمر كوتاهی داشتند و زودتر می میرند. مگر فقط این&nbsp;است ؟ چیزهای زیادی در این دنیاست كه اهالی روستای ((سارم بیك)) از آن آگاه &nbsp;نیستند و اگر به جزئیات آنها پی ببرند ، زندگیشان دگرگون می شود،در هر حال...<BR>فقط یك نفر از مردان در((سارم بیك)) است كه از همه بیشتر عمر كرده وسرد وگرم دنیا راچشیده است .او به عمر صفرمعروف است،او از چوپانی گرفته ، هر كاری كرده است و در این دنیای پهناور حتی صاحب یك قطعه ملك وپنج وشش اصله درخت سپیدار نشده است . در بسیج های عمومیبه جنگ های بسیاری رفته وباز گشته است و از همه آنها درجه ای برای بازو یا نشانی برای سینه اش نگرفته است. كسی به او اعتنایی نكرده و او را به حساب نیاورده است. او حالا می گوید : (( برهنه به دنیا آمدن ولخت و عور از این دنیا رخت بر بستن ،از جوانمردی است ! ))&nbsp; در روزهای تنگدستی، تسبیحی را كه ((دست ساز)) خودش بود و با چاقوی تیزش از شاخه های چوب خشك تراشیده&nbsp; وتك تك بهیك نخ قطر(رج) كرده بود، از بدی و خوبی كارها وحیله و مكر روزگار و جنبه های تلخ و دام‌‌‌‍‍‌‌‌‌‌‌‌{نهادن}آنرا شرح داده و انتظار روزی را می كشد كه برهنه و عریان بارسفر را بربندد.</FONT><BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp; </FONT></P> text/html 2009-03-12T17:54:52+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر تغییر روش فکری (مهدویت) http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/46 <FONT size=4> <P align=center><FONT size=4><IMG style="WIDTH: 456px; HEIGHT: 291px" height=365 alt="" hspace=0 src="http://mbegol.parsaspace.com/PICS/mahdi.JPG" width=456 align=baseline border=0></FONT></P> <P align=justify><FONT size=3>عَزیزُ عَلی اَن اَبكِیَك و یَخذُلك الوَری ( سخت است بر من كه بگریم از هجران تو و خلق تو را واگذارند)با یك جهش فكری و روحی، تحول مهمی در خود ایجاد كنیم و راه خود را از افرادی كه بی تفاوت نسبت به امام زمان(عج) و مولا و سرور خود هستند جدا كنیم. اگر تا كنون نسبت به امام عصر(عج) بی تفاوت بوده اید و در اندیشه ظهور حیات بخش آن حضرت نبوده اید، اگر تا كنون اهل دعا و نیایش برای فرا رسیدن روزگار پر شكوه عصر ظهور نبوده اید، اگر تا كنون نمی دانستید كه نسبت به امام زمان و مولای خویش وظیفه ا ی ویژه بر عهده دارید، اكنون كه این حقیقت را دریافتید و درك نمودید كه در زمان غیبت وظیفه های سنگین شرعی بیشتری بر عهده مردم عصر غیبت است، خود را ازغفلت نجات بخشیده و با یك اراده ی&nbsp; مردانه و با یك تصمیم جدی، گذشته ی خود را جبران كنید و بدانید مهربانی شدید آن حضرت نسبت به دوستداران مقام ولایت، سبب می شود كه غفلت های گذشته موردبخشش قرارگرفته و قلب مهربان آن بزرگوار اشتباهات شما را نادیده خواهد گرفت. مگر حضرت یوسف(ع) به برادران خود با آن همه ظلم و ستمی كه برایشان روا داشتند، نفرمود: امروز بر شما سرزنشی نیست، خداوند شما را می بخشد.<BR>آیا سزاوار است، انسانی كه می تواند بر فراز فضای آشنایی با خاندان وحی به پرواز درآید، پر و بال خود را بشكند و در زندان دنیا خود را بازیچه و اسیر شیاطین گرداند؟ یقین داشته باشید كسی كه صادقانه در جست و جوی امام عصر(عج) باشد و در راه آن حضرت خدمت نماید و درباره ی تعجیل ظهور آن بزرگوار تلاش كند، سرانجام راه به جایی می برد و روزنه ای به سویش گشوده می شود، بنا براین از كمك و فداكاری نسبت به آن حضرت دست برندارید و با تلاش در راه ظهور حضرت بقیه الله(عج) تاری از ریسمان غیبت را پاره كنید. ممكن نیست كسی در جست و جوی حقیقتی باشد و در راه آن قدم بردارد و سرانجام به همه یا بخشی از آن مقصود خویش دست نیابد. حضرت علی(ع) می فرماید: كسی كه در جست و جوی چیزی باشد، به تمام یا مقداری از آن می رسد.<BR>مولا علی(ع) در جایی دیگر می فرماید: به راستی كه دوستان ما در هر روز و شب در انتظار فرا رسیدن روز آسایش و فرج می باشند.&nbsp;<STRONG> </STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=3><STRONG>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; برگرفته از صحیفه مهّدیه-&nbsp;سیدمرتضی مجتهدی</STRONG></FONT></P></FONT> text/html 2009-03-12T09:57:13+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر به کجا می رویم http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/48 <P align=justify><FONT size=3>در دنیای امروز كه بشریت منتظر یك تحول عظیم است و دنیا در مقابل ظلم، عاجز و ناتوان شده است و ظالمان و مستبدان عالم یكه تازی می كنند، وظیفه ی شیعیان علی(ع) و منتظران امام زمان(عج) چیست؟! چرا امروز در جامعه باید شاهد آن باشیم كه مردم رنگ و بوی حسینی نمی دهند و فقط تظاهر به این امر می كنند؟ چرا در جامعه ی امروز باید شاهد آن باشیم كه درد ما بی دردی شده است و چرا امروز نباید كاری كرد؟ چرا منیّت ها و جهل های مركب&nbsp; دامن گیر ما شده است و چرا عمل ما متفاوت از عمل اهل بیت(ع) می باشد؟ مكتب ارزنده ی حسین(ع)، مكتب یك رنگی است، مكتب الهی است و مكتب دین محور است. ما را چه شده است؟! آیا وقت آن نرسیده است كه در مقابل حق و عدالت فروتن باشیم؟ چرا باید دائماً مایه ی عبرت دیگران شویم. چرا از تاریخ درس نمی گیریم و چرا...؟<BR>اگر خواهان تعجیل در فرج امام زمان(عج) هستیم، پس باید به سنت های الهی احترام بگذاریم. آن قدر غرق در زندگی مجازی شده ایم كه دیگر سنت های الهی را فراموش كرده ایم. حرف زدن های ما بوی تكبر می دهد، نطق كردن های ما بوی تملق می دهد و عمل كردن های ما، رنگ و بوی خدایی نمی دهد. دین و دین داری را در نماز خواندن و روزه گرفتن و عزاداری سوری برای ائمه(ع) محبوس كرده ایم و خدا را نیز فقط برای روز نیاز ذخیره كرده ایم. آیا وقت آن نرسیده است كه بیدار شویم، آیا وقت آن فرا نرسیده است كه بفهمیم گرفتاریهایمان از كجا آب می خورد؟ زندگی های بدون هدف و صرفاً برای تظاهر به زندگی كردن است. عواقب این همه دهن كجی به دین، قطعاً گریبان گیر ما خواهد شد. پدری كه همه چیز را در مادیات می بیند و به دنبال فراهم كردن ارث برای فرزندان خود است، غافل از اینكه آن فرزند چه می خواهد؟! مگر نه اینكه به فرموده ی مولاعلی(ع) بهترین ارث والدین برای فرزندان تربیت صحیح است. جامعه ی امروز نشانگر تبعات این بی توجهی به دستورات ائمه(ع) است. جوانانی كه در كوچه و بازار مخل آرامش و آسایش مردم می شوند، جوانانی كه امروز به دنبال نوامیس مردم هستند؛ ای پدر و ای مادر شما مقصرید، شما كه در تربیت فرزندان خود كوتاهی كرده اید و شما كه فقط دین و دین داری را در نماز خواندن و روزه گرفتن می بینید. امروز آن روزی است كه باید بیدار شویم و همه به یك آرمان واحدبرسیم و نه تنها به جامعه ای&nbsp; ایده آل فكر كنیم، بلكه به سوی آن قدم برداریم تا به فضل خداوند تبارك و تعالی به آن دست یابیم.<BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; ان شاءا...</FONT></P> text/html 2009-03-12T08:55:26+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر عوامل تأخر و عقب افتادگی مسلمانان http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/47 <P align=justify><FONT size=3>در جهانی كه ما زندگی می كنیم و جریان علل و معلول حكم فرماست و به تعبیر قرآن سنت های الهی حاكمیت دارد، و باز به تعبیر قرآن این سنت ها هیچ گاه تغییر و تبدیل نمی كند، یعنی زمان و مكان نمی شناسد، بنابراین هنگامی كه علل و موجبات ضعف و زوال فراهم گشت، معلول نیز بلافاصله موجود و محقق می گردد. نباید انتظار داشت كه اگر قومی نام خاصی هرچند به ظاهر حق باشد برخود نهد و عوامل زوال و سقوط و یا ضعف و زبونی را فراهم سازد، دچار آثار آن نشوند، مسلمین هم بدون شك مشمول این سنت الهی و قانون علل و معلول هستند به همین دلیل در اینجا فهرست وار، عوامل تأخر و ضعف و عقب افتادگی آنان آورده می شود:<BR>1) انحراف و سرپیچی ار احكام الهی و به كار نگرفتن تعالیم اسلامی و رها كردن راه و روش پیامبر اسلام(ص) و به تعبیر دیگر آلوده شدن به ظلم و شهوات.<BR>2) مایل شدن و گرایش مسلمانان به دنیا پرستی و مادیگری و زر و زور و قدرت.<BR>3) امتیاز دادن به عرب و عربیت و تحقیر مسلمانان غیرعرب از قبیل اینكه به ایرانیان ( موالی ) یعنی غلامان و بردگان می گفتند و رسماً از اشتغال آنان به مشاغل مهم و اساسی منع و جلوگیری می كردند.</FONT></P> <P align=justify><FONT size=3>4) اختلاف و افتراق بصورت فرقه گرایی از قبیل سنی، معتزلی و اشعری و دهها انشعابات دیگر و دامن زدن به آن به حدی كه هر یك قتل و آزار دیگری را مجاز و مباح می دانستند در صورتی كه این كار بر خلاف نصوص دینی اعم از قرآن و حدیث بود.<BR>5) تعصب نابه جا و قشری گری و سخت گیری و حتی نفرت و گریز از غیر مسلمانان و به بیان دیگر اینكه مسلمانان خود را مستحق هرگونه حرمت و حقوق دانسته و از سوی دیگر غیر مسلمین را به هیچ گرفتند و آنان را با تحقیر و تكفیر و ناچیز شمردن از خود دور و آزرده خاطر ساختند.<BR>6) منحصر كردن علم و دانش به علوم شرعی و دینی و به هیچ شمردن سایر علوم. این امر نخست از فرقه اشعری ها مایه گرفت، چه اینان معتقد بودند كه این جهان بر اساس قوانین الهی بنیاد شده است و بررسی طبیعت و بحث درباره آن ها نوعی دخالت در كار آفریدگار است، حتی شخصیتی مثل امام محمد غزالی به شاگردان خود توصیه می كرد كه از فراگیری علوم غیر دینی احتراز و پرهیز كنند.<BR>نتیجه ی زیان بار این طرز تلقی و تفكر این شد كه مسلمانان ناگهان بیدار شدند كه جهان غرب با استفاد ه از منابع دینی و علمی آنان بر مركب دانش عصری سوار شده و در تاخت و تاز است و دستاوردهای فن و صنعت جدید آنان از قعر دریاها تا فراز آسمان ها و حتی كره ی ماه را مسخر خود ساخته است. آری قرآن قبل از این ماجراها فرموده است: « خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد، مگر آنان خودشان را تغییر دهند »&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ( سوره ی رعد/آیه ی 11 )<BR></FONT></P> text/html 2009-03-12T01:49:53+01:00 harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com حسین پورمحرر وقف از نظر قرآن http://harfi-az-jense-zaman.mihanblog.com/post/45 <P align=center><FONT size=4><IMG style="WIDTH: 318px; HEIGHT: 380px" height=478 alt="" hspace=0 src="http://www.azad.ac.ir/farhangi/z3942d7tmv008vcw8ifev68zvoeolhgq.jpg" width=318 align=baseline border=0></FONT></P> <P align=justify><FONT size=4><FONT size=3>باید گفت وقف از مختصات نظام حقوقی و اقتصادی اسلام است. وقف در اسلام دارای&nbsp; ویژگیهایی است. وقف عملی&nbsp; است صالح و باقی، و مصداق روشنی است از تعاون و تعاضد، و انفاقی&nbsp; است عاری&nbsp; از&nbsp; منت، و احسانی&nbsp; است ‏خالی از اذیت و بدور از تحقیر شخصیت دیگران، و تصدقی است دایمی&nbsp; و مستمر&nbsp; و بدون ریا، و وامی است ‏بدون اضطراب و تكاثر (سوره مبارکه تكاثر، آیات 1 و2) و برگ سبزی&nbsp; است که برای انسان ذخیره می شود. (سوره مبارکه مزمل، آیه 20) و سرانجام عاملی&nbsp; است كه نام واقف را نیز جاودان می ‏سازد و وی را به نوعی خلود و بقا می ‏رساند وقف عبارت است از حبس کردن مال ، تصرف نکردن در آن و بخشیدن منفعت های حق استفاده از آن در راه خیر. به عبارتی وقف به معنی نگاه داشتن دایمی اصل مال و بهره برداری از منافع آن برای خیرات است.<BR>این عمل نیک، با 14 قرن سابقه در اسلام، ابتدا با توجه به حدیثی از پیامبر (ص) صدقه جاریه نام داشته است: «بهترین یادگار و میراثی که انسان از خود بر جای می گذارد 3 چیز است: صدقه جاریه (وقف) که اجر و مزدش به او می رسد، دانشی که پس از او مورد استفاده واقع شود و فرزند شایسته ای که خیری در بر داشته باشد.» در هر صورت نقش وقف در فعالیت های نیک و خیر و ارائه خدمات به اشخاص و موسسه ها، سرپرستی ایتام ، ضعفا، فقرا و مراقبت و توجه بر اوضاع و احوال آنان انکارناپذیر است.علاوه بر این وقف در عرصه های تاسیس و مدیریت مساجد، مدارس ، آموزشگاه ها، دانشگاه ها، کتابخانه ها، درمانگاه ها و حتی آرامگاه ها نیز شرکت می کند. حتی وقف کنندگان به آسایش مسافران نیز توجه داشته اند و استراحت گاه هایی به این منظور در برخی راههای اصلی می ساختند.<BR>به هر حال از آنجا که هیچ محدودیتی برای وقف کننده در نظر گرفته نمی شود، البته تا زمانی که وقف مستلزم گناه و معصیت نباشد، عرصه وقف همچنان رو به گسترش است. در هر حال با وجود این که وقف در طول تاریخ توسط حکومت های مختلف، دوران پر از فراز و نشیبی را گذرانده، اما حکومت هایی هم بوده اند که در عصر آنها، وقف دوران طلایی رشد خود را طی کرده است، مانند دوران عباسیان که توجه شایانی در آن به عمل وقف صورت گرفت، به طوری که درآمد موقوفات سالانه بالغ بر صدها هزار دینار طلا می گردید و نظامیه های بغداد و نیشابور از این طریق اداره می شدند. در این عصر تشکیلاتی به نام دیوان اوقاف نیز برای رسیدگی به امور وقفی وجود داشت. وقف از قرن چهارم تا هفتم هجری نیز رونقی بسزا داشت، تا جایی که در قرن ششم به دلیل استقبال مردم، سنت حسنه موقوفات به منظور تاسیس مدارس، بیمارستان، کتابخانه و مصارف عامه گسترش فراوان یافت و ضرورت رعایت ضوابط شرعی ایجاب کرد تصدی امور موقوفات بر عهده دانشمندان و علمای دین واگذار شود.<BR>در دوران صفویه نیز به دلیل تنوع فراوان موقوفات و انجام امور ثبت در دفاتر ویژه و مصرف عواید گوناگون آنها براساس مفاد وقف نامه ها، تشکیلاتی مانند وزارت اوقاف برای اولین بار در کشور تاسیس شد. در هر صورت، وقف یکی از عوامل تاثیرگذار در شکوفایی تمدن اسلامی بوده است.<BR></FONT></P></FONT>