پنجشنبه 28 آذر 1387

ارزش بانوی شیعه

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

شخصیت و ارزش وجودی انسان به آن چیزهایی است كه به او وجود و هستی می بخشد و یا ابعاد هستی او را افزایش می دهند، علم، عقل، درك و فهم، شعور، تقوی، یقین، ایمان، هدایت، نور، حیات، حافظه، سرعت و انتقال، قدرت تفكر و تعلیم و تعلم، اختراع، بینش، دانش، حیاء، حجاب، عفت، ادب، اخلاق، تواضع، بینایی، شنوایی، حواس گوناگون و همه ی آنچه راكه انسان آنرا جزء دارائیهای خود می شمارد و می تواند بگوید: آنرا دارم، همگی ابعاد وجودی و هستی او هستندكه شخصیت انسان را تشكیل می دهند، هرچه كمیت و كیفیت و ابعاد این دارائیها بیشتر باشند هستی انسان، وسیع تر و شخصیت او با عظمت تر و گسترده تر است.
سخن در آنست كه ارزش یك دختر مسلمان یا بانوی شیعه به چیست، آیا ارزش در آنست كه هرروز هزاران چشم هوس ران و آلوده نظاره گر او باشند؟
آیا ارزش و شخصیت به انست كه ازاو و زیبائیهای خداداد او بعنوان یك كالای تبلیغاتی بهره بگیرند؟
آیا بازیچه  دست عده ای بوالهوس بودن ارزش است؟
آیا برازندگی و تمدن به مد لباس و كیفیت و كمیت آرایش است؟
آیا دهن كجی به قوانین الهی و زیر پا گذاردن دستورات خداوند نشانه ی شخصیت و روشنفكر بودن است؟
آیا بی حجابی، بدحجابی و رها بودن در پارك ها و معابر عمومی و به نمایش گذاردن چهره و مو واندام و پوشیدن لباس بدن نما نشانه ی شخصیت و ارزش است؟
هرگز! آنان كه اینگونه فكر كنند به ضد ارزش ها روی آورده اند و شخصیت خود را گم كرده اند، آنچه را باعث نقص آنهاست ارزش دانسته و راه عظمت، انسانیت، هستی، وجود و ارزش ها را نیافته و از دید روانشناسی ناقص اند و باید به كلام زیبای امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) كه روانشناسان جهان بعد از هزاروچهارصدسال بدان رسیده اند، روی آوردند كه فرمود: من در عجبم ازكسانی كه به دنبال گمشده های ( بی ارزش مادی، قلم، دفتر، دوچرخه،اتومبیل و ...) خود می گردند چگونه شخصیت خود را گم كرده و بدنبال آن نمی گردند.


سه شنبه 26 آذر 1387

فرهنگ گم شده

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

می دانیم كه فرهنگ مجموعه ای از دانش، دین، هنر، قانون، اخلاقیات،آداب و رسوم یك جامعه است كه همه و همه برای اقتدار یك ملت كافی است. در حقیقت اقتدار هر كشوری در گرو اقتدار فرهنگی آن كشور است كه البته این امر رابطه نزدیك و تنگاتنگی با طرز فكر مردم آن كشور دارد؛ وقتی برخی اعتقادات در بین جامعه ای كمرنگ می شود و یا بعضی از باورها زیر سوال می روند، حكایت از آن دارد كه فرهنگ آن كشور در حال تغییر می باشد.
در هیچ جامعه ای تغییر ارزشهای فرهنگی بر ضد آن نشانه ی خوبی نمی تواند باشد، چراكه فرهنگ هر ملت نشان دهنده ی تمدن و افكار آن ملت است. اگر ملتی نتواند در مقابل تهاجم فرهنگی از هر ناحیه ای مقابله نماید، قطعاً زیر بار سنگین تغییرمنفی فرهنگ به ضد آن از بین خواهد رفت.
در جامعه ای كه فرهنگ اصیل و ناب اسلامی برقرار است، انتظار می رود كه افراد آگاه آن جامعه بتوانند با استفاده از راهكارهای مختلف و منطقی، این فرهنگ را گسترش دهندو بدین وسیله سدی محكم در مقابل تهاجم بی وقفه ی دشمن بسازند، دشمنی كه نه با ملت بلكه با افكار آنها، با فرهنگ آنها و در یك كلام با آیین و مذهب آنها مشكل دارند و هیچ راه بهتری نمی بیننداز اینكه فرهنگ، تمدن و اعتقادات این ملت را از بین ببرند و آنها را بدین وسیله به سلطه فرهنگی و در نتیجه به استعمار و استثمار بكشند.
باید باور داشت و به یقین رسید كه امروز وقت خوابیدن نیست، بلكه وقت بیداری است تا بتوان در پناه خداوند بزرگ به گسترش فرهنگ اصیل اسلامی پرداخت و از این طریق به آگاهی مردم اقدام نمود.


پنجشنبه 21 آذر 1387

آثار انتظار چیست؟

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

( اَیْنَ قاصِمُ شوكه المعتدین: كجاست درهم شكننده شوكت متجاوزین و ستمگران)
انتظار فرج ازآن جهت مورد تأكید و توصیه ی اهل بیت (علیه السلام) قرار گرفته است كه در انسان منتظر، امید به آینده ایجاد خواهد كرد و همین امید نقش بزرگی را در سعی و كوشش ایفا می كند.امیرمؤمنان و امام عارفان (علیه السلام) توصیه می فرمایند: كه انتظار فرج و گشایش از جانب خدا داشته باشید و از رحمت او ناامید نباشید كه محبوب ترین اعمال نزد خدای عزوجل انتظار فرج و گشایش است. امام سجاد(علیه السلام) نیز می فرمایند: انتظار فرج داشتن، خود از بزرگترین فرج هاست. سرّش آن است كه اگر كسی به آینده امیدوار باشد و بداند كه دیر یا زود حكومت زمین به صالحان خواهد رسید، امور جامعه اصلاح خواهد شد، حق به صاحبان آن خواهد رسید و ...
برای رسیدن به چنین جامعه ای نه تنها خودسازی خواهدكرد بلكه تلاش می كند تا با
دگر سازی، تشكیل آن دولت كبیره را فراهم آورد. ازاین جهت، منتظر واقعی مصلحِ جهان نه تنها خودش صالح بلكه در حد توان خود مصلح نیزخواهد بود.
او همواره در دعا با اقتداء به مولای خود می گوید: خدایا! خواهان دولت كریمه ای هستیم كه در آن اسلام و مسلمین عزیز شوند و نفاق و منافقین ذلیل گردند و ما در آن دولت از داعیان به طاعت تو باشیم.                                                                                        


پنجشنبه 21 آذر 1387

عواطف حضرت علی (علیه السلام)

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

بقای هر اجتماعی به محبت و جاذبه افرادوابسته است، محبت و عاطفه در قلب پاك و نفس سلیم پرورش یابد و كسی كه واجد چنین صفات عالیه باشد در فكر دیگران بوده و حتی آسایش آنها را به راحتی خود ترجیح می دهد. علی(علیه السلام) مظهر محبت و عاطفه بود. او رنج می كشید و كار می كرد، سرانجام مزد كار خود را صرف بیچارگان و درماندگان می كرد.
علی(علیه السلام) برای نیازمندان و ستمكشان پناهگاه بزرگی بود. او پدر یتیمان و فریادرس بیوه زنان و دستیگردرماندگان و یاور ضعیفان بود، درزمان خلافت خود شبها از خانه بیرون می آمد و در تاریكی شب خرما و نان برای مساكین و بیوه زنان می برد و بصورت مرد ناشناس از در خانه آنها آذوقه و پول می داد، بدون اینكه كسی بشناسد كه این مرد خیّر و نوع پرور كیست؟
علی(علیه السلام) هركجا یتیمی می دید مانند پدری مهربان دست نوازش بر سر او می كشید و برایش خوراك و پوشاك می داد.
علی(علیه السلام) در حسن سلوك و رفتار با مردم چنان فروتن و مهربان بود كه حدی برآن نمی توان تصور كرد. او كریم و نجیب و اصیل و باعاطفه بود و بزرگواریش زبانزد خاص و عام بود و دشمنانش نیز او را به دارا بودن چنین خصال كریمه می ستودند.معاویه(لعنه الله علیه)كه از دشمنان سرسخت او بود می گفت اگر من شكست بخورم و علی(علیه السلام) بر من دست یابد باكی ندارم زیرا كافی است كه من از او تقاضای عفو كنم و او مرد بزرگوار و كریمی است، مرا مورد عفو خویش قرار می دهد.علی(علیه السلام) همیشه به سپاهیان خود می فرمودكه دنبال دشمن فراری نروید و مجروحین را مداوا نموده و با اسیران مدارا كنید. در جنگ جمل كه پیروزی یافت، عایشه را محترمانه به مدینه فرستاد و عبدالله بن زبیر و مروان بن حكم را كه در برپا كردن آن فتنه سهم قابل ملاحظه ای داشتند، آزاد كرد.علی(علیه السلام) همه را از عطوفت و محبت خود بهره مند می كرد و به عفو و ترحم توصیه
می فرمود و حتی درباره قاتل خود فرمود: با او مدارا كنید و گرسنه و تشنه اش نگذارید.باری چنین احساسات عالیه و عواطف بی نظیر فقط در قلب پاك آن حضرت می تواندجای گیر شود و چنان كه به اختصار اشاره شد كه علی(علیه السلام) در تمام ملكات نفسانی و سجایای اخلاق منحصر به فرد بوده است، ازاین رو ابن ابی الحدید گوید:سبحان الله! یك فرد و این همه فضایل؟! توضیح و بیان شخصیت علی(علیه السلام) بر هیچ كس مقدور نیست.


پنجشنبه 21 آذر 1387

حکمت

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

روزی عبدالله مبارك به دیدن بهلول به صحراآمد،پیش آمد، سلام كرد و گفت: استدعا دارم كه مرا پندی دهی و بگویی در دنیا چگونه زیست كنم كه از معصیت دور باشم؟بهلول خاموش شد، عبدالله گفت: چرا خاموش شدی و مرا ناامید كردی؟بهلول گفت: اگر با من چهار شرط كنی من تو را پند دهم.گفت:آن چهر شرط كدام است؟بهلول گفت: اول آنكه اگر گناه كنی دیگر روزی خدا را نخوری!عبدالله مبارك گفت: پس رزق كه را بخورم؟گفت: پس چگونه رزق خدا را بخوری و نافرمانی اورا كنی؟ دوم آنكه چون خواهی معصیت كنی، از ملك او بیرون روی!عبدالله مبارك گفت: همه جا ملك خداست، پس كجا بروم؟
بهلول گفت: این قبیح باشد كه رزق او را بخوری و در ملك او باشی و نافرمانی او كنی، سوم آنكه چون خواهی معصیت كنی به جایی برو و پنهان شو كه تو را نبیند، و هر چه خواهی بكن!عبدالله گفت: خداوند به همه چیزها و آنچه پنهان است واقف می باشد.
بهلول گفت: این زشت و ناپسند است كه روزی او را بخوری و در ملك او باشی و در حضور او باشی و نافرمانی نمایی، چهارم آنكه چون ملك الموت (عزرائیل«علیه السلام») آید كه تو را قبض روح نماید، از وی ساعتی مهلت بخواه تا توشه ای برای آخرت برداری.عبدالله گفت: او هرگز مهلت نمی دهد.
بهلول گفت: پس اگر در عین معصیت كردن، عزراییل«علیه السلام» تو را قبض روح نماید، پس چگونه معصیت می نمایی، ای عبدالله از خواب غفلت بیدار شو.


مجازات عدم رعایت قوانین ارتباط محرم با نامحرم در روایات اهل البیت (علیهم السلام):
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله و صلم) فرموده اند: هركه به خانه ی همسایه بنگرد و چشمش به عورت مردی یا موی زنی یا بدن او بیافتد، برخدا لازم است كه او را همراه منافقین به سوی آتش ببرد. همراه آنان كه در دنیا به چشم چرانی و نظر به عورت مردم، مشغول بودند، و از دنیا بیرونش نبرد تا رسوایش سازد و آبرویش ببرد و در روز محشر عورتش را بر همه ی مردم آشكار خواهد كرد.
                                                                                     (عقاب الاعمال/ص332)
پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله و صلم) فرمودند: هركه پركند چشمش را از نگاه به زن نامحرم، خداوند روز قیامت با میخهای آتشین چشمش ار بسوزاند و پیوسته چشم هایش پرآتش باشد تا خداوند از حساب خلایق فارغ شود و بین مردم قضاوت كند، سپس دستور دهد او را به سوی آتش برند.
                                                                                    (عقاب الاعمال/ص338)
پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله و صلم) فرمودند: شدید می شود غضب خداوند بر زن شوهرداری كه به غیر همسرش پرنگاه كند و چشمش را با نگاه به نامحرم آلوده سازد، هرزنی كه به نامحرم نظر كند خداوند تمام اعمالش را نابود می سازد و اگر آن نگاه مقدمه ی گناهان دیگری چون زنا شود بر خدا واجب است كه او را به آتش بسوزاند بعد از آنكه او را در قبرش شكنجه كرده باشد.
                                                                                  (عقاب الاعمال/ص338)
 پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله و صلم) فرمودند: هركه با زن نامحرم صحبت و شوخی كند، خداوند به عدد هركلمه كه با او صحبت كرده هزار سال او را در آتش افكند و هر زنی یا دختری كه خود را در اختیار مرد نامحرم قرار دهد كه او را در بغل گیرد یا ببوسد یا با او سخن بگوید و شوخی كند یا به زنا آلوده شود به همان كیفر مرد مبتلا می شود و اگر مردی زنی را به زور وادار به گناه كند علاوه بر كیفر خود به كیفر زن نیز او را عقوبت كنند.
                                                                               (عقاب الاعمال/ص334)
امام صادق(علیه السلام) فرمودند: هر زنی كه خود را برای غیرشوهرش خوشبو كند نماز او قبول نیست تا اینكه خود را بشوید و بوی عطرش زائل گردد، همانگونه كه تا از جنابت غسل نكند نمازش قبول نمی شود.
                                                               (مكار الاخلاق باب حق الزوج علی المرأه)


چهارشنبه 20 آذر 1387

بمناسبت هفته بسیج

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

پیشینه فرهنگ و تفكر بسیج در متون و ادبیات اسلامی بسیار فراوان است. در فرهنگ اسلامی، بسیجی كسی است كه برای دفاع از دین خدا، مال و جان خویش گذشته و تحت هر شرایطی در این راه به مبارزه ی خویش ادامه می دهد. در آیه ی 41 سوره توبه، حضرت حق تعالی می فرمایند:
(همگی سبكبار و سنگین به سوی جبهه شوید و با اموال و جانهایتان در راه خداوند به جهاد بپردازید كه این به سود شماست، چنانچه بدانید.)
در فرهنگ اسلامی(بسیج و بسیجی)كسی است كه همواره با زورگویان و ستمگران به مبارزه برمی خیزد و از حق و عدالت دفاع می كند. امام خمینی(ره) در سال 1358 با همین فلسفه دست به تشكیل بسیج زد تا دوباره كشور ایران در چنگال استكبار گرفتار نشود و این نیروها در هر شرایطی در مقابل ظلم و ستم به مبارزه و جهاد برخیزند.نظربه اینكه دفاع بر همه ی آحاد مسلمین اعم از زن و مرد و پیر و جوان و ... واجب می باشد و برابر اصل كلی « مقدمه امر واجب هم واجب می باشد» باید گفت چون دفاع نظامی موفق بر مقدمات گوناگونی متوقف می باشد، مثل آمادگی جسمانی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ...؛ پس بسیج را نیز نمی توان تنها به آمادگی صرف در عرصه نظامی میسر دید بلكه لازمه یك بسیج و آمادگی عمومی برای دفاع آمادگی همه جانبه جامعه و مردم می باشد. بنابراین بسیج نوعی آمادگی در همه ی زمینه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی است و بسیجی تلاش می كند تا از زشتی ها فاصله بگیرد و به فضیلت ها نزدیك شود.


چهارشنبه 20 آذر 1387

خودشناسی از نطر اسلام

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

قرآن كریم برای خداشناسی حساب جداگانه ای باز كرده است، به این معنا كه سراسر عالم خلقت را آیه و درس خداشناسی قرار داده است، همچنان كه برای نفس انسان هم حساب جداگانه ای باز كرده، یعنی برای انسان آموزندگی هایی بالاتر و بیشتر از دیگر موجودات مثلاً درختان در نظر گرفته است.
برگ درختان سبزدرنظرهوشیارهر ورقش دفتری است معرفت كردگار.
1) عزت و كرامت: پیامبر(ص) می فرماید: من برانگیخته شدم تا مایه های ارجمندی و بزرگواری انسان را به حد كمال برسانم.
2) تقرب به خدا: كار پسندیده كاری است كه انسان را به خدا نزدیك كند. هر اندازه صفات كمال و فضایل اخلاقی در انسان بیشتر باشد به همین اندازه مقرب درگاه خداوندی می شود
از امام صادق(ع) روایت شده است: خدای بزرگ پیامبران را به مكارم اخلاقی(خوبی های بزرگوارانه) اختصاص داده است.
هركس این خصلت ها را دارا است، خدای را بر چنین مرحمتی سپاس گذارد، و هر كس چنین خوبی هایی ندارد با التماس از پیشگاه خدا درخواست كند.
خودشناسی غایت و نهایت شناخت هاست كه به شناخت خداوند حكیم منتهی می شود.
در كلام معصومان(ع) آمده است كه خودشناسی نافع ترین معارف است و نیز آمده است: هركس خود را بشناسد خدای متعال را خواهد شناخت.
ازاین رو، خودشناسی برترین حكمت و سودمندترین شناخت هاست و نادان ترین مردم كسانی اند كه خود را نمی شناسند.


شنبه 16 آذر 1387

آگاهی جوانان از مسائل تربیتی-آموزشی

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    


در تعالیم اسلامی داریم كه روی آوردن مردم به غرایز، بدون توجه به احساسات زن، ستمی است كه به زن می شود.
متأسفانه با توسعه ی ابزار و وسایل گسترش علم و توسعه ارتباطات زیاد به ریشه مسائل و كشور ما توجه نشده است.در سالهای اخیر، سن دسترسی به اطلاعات و مفاهیم علمی و غیر علمی جنسی به سرعت كاهش یافته است. شاید در 10 سال پیش می شد گفت كه دختر یا پسری 18 ساله، چشم و گوش بسته است؛ اما در این زمانه نمی توان گفت كه دختر یا پسری 15 ساله چشم و گوش بسته مانده است، علت آن هم مشخص است. عموماً با مطالب و امكانات مختلف تحریك كننده سر و كار دارند و متأسفانه این امر بخشی از تفریح جوانان شده است، بدون اینكه مسئولیت رفتار جنسی برای جوانان تبیین شده باشد. شاید 10 سال پیش دیدن عكسهای جنسی جنسی چیزی عجیب بود، اما الأن نداشتن ماهواره، رایانه، تلفن همراه و ... عجیب شده است.
این مسایل باعث شده است كه در این چند سال مصرف كنندگان فیلمهای جنسی بیشتر شوند، در عین حال این مصرف كنندگان اطلاعات مفیدی هم درباره ی خودشان یا نیازها و عواقب اعمالشان ندارند. باید گفت كه سن درگیری جوانان جامعه با مسایل جنسی كم شده است، اما اغلب آمادگی و اطلاعات كافی را برای مدیریت شرایط نمی توان در آنها دید.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic