پنجشنبه 22 اسفند 1387

تغییر روش فکری (مهدویت)

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

عَزیزُ عَلی اَن اَبكِیَك و یَخذُلك الوَری ( سخت است بر من كه بگریم از هجران تو و خلق تو را واگذارند)با یك جهش فكری و روحی، تحول مهمی در خود ایجاد كنیم و راه خود را از افرادی كه بی تفاوت نسبت به امام زمان(عج) و مولا و سرور خود هستند جدا كنیم. اگر تا كنون نسبت به امام عصر(عج) بی تفاوت بوده اید و در اندیشه ظهور حیات بخش آن حضرت نبوده اید، اگر تا كنون اهل دعا و نیایش برای فرا رسیدن روزگار پر شكوه عصر ظهور نبوده اید، اگر تا كنون نمی دانستید كه نسبت به امام زمان و مولای خویش وظیفه ا ی ویژه بر عهده دارید، اكنون كه این حقیقت را دریافتید و درك نمودید كه در زمان غیبت وظیفه های سنگین شرعی بیشتری بر عهده مردم عصر غیبت است، خود را ازغفلت نجات بخشیده و با یك اراده ی  مردانه و با یك تصمیم جدی، گذشته ی خود را جبران كنید و بدانید مهربانی شدید آن حضرت نسبت به دوستداران مقام ولایت، سبب می شود كه غفلت های گذشته موردبخشش قرارگرفته و قلب مهربان آن بزرگوار اشتباهات شما را نادیده خواهد گرفت. مگر حضرت یوسف(ع) به برادران خود با آن همه ظلم و ستمی كه برایشان روا داشتند، نفرمود: امروز بر شما سرزنشی نیست، خداوند شما را می بخشد.
آیا سزاوار است، انسانی كه می تواند بر فراز فضای آشنایی با خاندان وحی به پرواز درآید، پر و بال خود را بشكند و در زندان دنیا خود را بازیچه و اسیر شیاطین گرداند؟ یقین داشته باشید كسی كه صادقانه در جست و جوی امام عصر(عج) باشد و در راه آن حضرت خدمت نماید و درباره ی تعجیل ظهور آن بزرگوار تلاش كند، سرانجام راه به جایی می برد و روزنه ای به سویش گشوده می شود، بنا براین از كمك و فداكاری نسبت به آن حضرت دست برندارید و با تلاش در راه ظهور حضرت بقیه الله(عج) تاری از ریسمان غیبت را پاره كنید. ممكن نیست كسی در جست و جوی حقیقتی باشد و در راه آن قدم بردارد و سرانجام به همه یا بخشی از آن مقصود خویش دست نیابد. حضرت علی(ع) می فرماید: كسی كه در جست و جوی چیزی باشد، به تمام یا مقداری از آن می رسد.
مولا علی(ع) در جایی دیگر می فرماید: به راستی كه دوستان ما در هر روز و شب در انتظار فرا رسیدن روز آسایش و فرج می باشند. 

               برگرفته از صحیفه مهّدیه- سیدمرتضی مجتهدی


پنجشنبه 22 اسفند 1387

به کجا می رویم

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

در دنیای امروز كه بشریت منتظر یك تحول عظیم است و دنیا در مقابل ظلم، عاجز و ناتوان شده است و ظالمان و مستبدان عالم یكه تازی می كنند، وظیفه ی شیعیان علی(ع) و منتظران امام زمان(عج) چیست؟! چرا امروز در جامعه باید شاهد آن باشیم كه مردم رنگ و بوی حسینی نمی دهند و فقط تظاهر به این امر می كنند؟ چرا در جامعه ی امروز باید شاهد آن باشیم كه درد ما بی دردی شده است و چرا امروز نباید كاری كرد؟ چرا منیّت ها و جهل های مركب  دامن گیر ما شده است و چرا عمل ما متفاوت از عمل اهل بیت(ع) می باشد؟ مكتب ارزنده ی حسین(ع)، مكتب یك رنگی است، مكتب الهی است و مكتب دین محور است. ما را چه شده است؟! آیا وقت آن نرسیده است كه در مقابل حق و عدالت فروتن باشیم؟ چرا باید دائماً مایه ی عبرت دیگران شویم. چرا از تاریخ درس نمی گیریم و چرا...؟
اگر خواهان تعجیل در فرج امام زمان(عج) هستیم، پس باید به سنت های الهی احترام بگذاریم. آن قدر غرق در زندگی مجازی شده ایم كه دیگر سنت های الهی را فراموش كرده ایم. حرف زدن های ما بوی تكبر می دهد، نطق كردن های ما بوی تملق می دهد و عمل كردن های ما، رنگ و بوی خدایی نمی دهد. دین و دین داری را در نماز خواندن و روزه گرفتن و عزاداری سوری برای ائمه(ع) محبوس كرده ایم و خدا را نیز فقط برای روز نیاز ذخیره كرده ایم. آیا وقت آن نرسیده است كه بیدار شویم، آیا وقت آن فرا نرسیده است كه بفهمیم گرفتاریهایمان از كجا آب می خورد؟ زندگی های بدون هدف و صرفاً برای تظاهر به زندگی كردن است. عواقب این همه دهن كجی به دین، قطعاً گریبان گیر ما خواهد شد. پدری كه همه چیز را در مادیات می بیند و به دنبال فراهم كردن ارث برای فرزندان خود است، غافل از اینكه آن فرزند چه می خواهد؟! مگر نه اینكه به فرموده ی مولاعلی(ع) بهترین ارث والدین برای فرزندان تربیت صحیح است. جامعه ی امروز نشانگر تبعات این بی توجهی به دستورات ائمه(ع) است. جوانانی كه در كوچه و بازار مخل آرامش و آسایش مردم می شوند، جوانانی كه امروز به دنبال نوامیس مردم هستند؛ ای پدر و ای مادر شما مقصرید، شما كه در تربیت فرزندان خود كوتاهی كرده اید و شما كه فقط دین و دین داری را در نماز خواندن و روزه گرفتن می بینید. امروز آن روزی است كه باید بیدار شویم و همه به یك آرمان واحدبرسیم و نه تنها به جامعه ای  ایده آل فكر كنیم، بلكه به سوی آن قدم برداریم تا به فضل خداوند تبارك و تعالی به آن دست یابیم.
                                                                                                   ان شاءا...


پنجشنبه 22 اسفند 1387

عوامل تأخر و عقب افتادگی مسلمانان

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

در جهانی كه ما زندگی می كنیم و جریان علل و معلول حكم فرماست و به تعبیر قرآن سنت های الهی حاكمیت دارد، و باز به تعبیر قرآن این سنت ها هیچ گاه تغییر و تبدیل نمی كند، یعنی زمان و مكان نمی شناسد، بنابراین هنگامی كه علل و موجبات ضعف و زوال فراهم گشت، معلول نیز بلافاصله موجود و محقق می گردد. نباید انتظار داشت كه اگر قومی نام خاصی هرچند به ظاهر حق باشد برخود نهد و عوامل زوال و سقوط و یا ضعف و زبونی را فراهم سازد، دچار آثار آن نشوند، مسلمین هم بدون شك مشمول این سنت الهی و قانون علل و معلول هستند به همین دلیل در اینجا فهرست وار، عوامل تأخر و ضعف و عقب افتادگی آنان آورده می شود:
1) انحراف و سرپیچی ار احكام الهی و به كار نگرفتن تعالیم اسلامی و رها كردن راه و روش پیامبر اسلام(ص) و به تعبیر دیگر آلوده شدن به ظلم و شهوات.
2) مایل شدن و گرایش مسلمانان به دنیا پرستی و مادیگری و زر و زور و قدرت.
3) امتیاز دادن به عرب و عربیت و تحقیر مسلمانان غیرعرب از قبیل اینكه به ایرانیان ( موالی ) یعنی غلامان و بردگان می گفتند و رسماً از اشتغال آنان به مشاغل مهم و اساسی منع و جلوگیری می كردند.

4) اختلاف و افتراق بصورت فرقه گرایی از قبیل سنی، معتزلی و اشعری و دهها انشعابات دیگر و دامن زدن به آن به حدی كه هر یك قتل و آزار دیگری را مجاز و مباح می دانستند در صورتی كه این كار بر خلاف نصوص دینی اعم از قرآن و حدیث بود.
5) تعصب نابه جا و قشری گری و سخت گیری و حتی نفرت و گریز از غیر مسلمانان و به بیان دیگر اینكه مسلمانان خود را مستحق هرگونه حرمت و حقوق دانسته و از سوی دیگر غیر مسلمین را به هیچ گرفتند و آنان را با تحقیر و تكفیر و ناچیز شمردن از خود دور و آزرده خاطر ساختند.
6) منحصر كردن علم و دانش به علوم شرعی و دینی و به هیچ شمردن سایر علوم. این امر نخست از فرقه اشعری ها مایه گرفت، چه اینان معتقد بودند كه این جهان بر اساس قوانین الهی بنیاد شده است و بررسی طبیعت و بحث درباره آن ها نوعی دخالت در كار آفریدگار است، حتی شخصیتی مثل امام محمد غزالی به شاگردان خود توصیه می كرد كه از فراگیری علوم غیر دینی احتراز و پرهیز كنند.
نتیجه ی زیان بار این طرز تلقی و تفكر این شد كه مسلمانان ناگهان بیدار شدند كه جهان غرب با استفاد ه از منابع دینی و علمی آنان بر مركب دانش عصری سوار شده و در تاخت و تاز است و دستاوردهای فن و صنعت جدید آنان از قعر دریاها تا فراز آسمان ها و حتی كره ی ماه را مسخر خود ساخته است. آری قرآن قبل از این ماجراها فرموده است: « خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد، مگر آنان خودشان را تغییر دهند »        ( سوره ی رعد/آیه ی 11 )


پنجشنبه 22 اسفند 1387

وقف از نظر قرآن

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

باید گفت وقف از مختصات نظام حقوقی و اقتصادی اسلام است. وقف در اسلام دارای  ویژگیهایی است. وقف عملی  است صالح و باقی، و مصداق روشنی است از تعاون و تعاضد، و انفاقی  است عاری  از  منت، و احسانی  است ‏خالی از اذیت و بدور از تحقیر شخصیت دیگران، و تصدقی است دایمی  و مستمر  و بدون ریا، و وامی است ‏بدون اضطراب و تكاثر (سوره مبارکه تكاثر، آیات 1 و2) و برگ سبزی  است که برای انسان ذخیره می شود. (سوره مبارکه مزمل، آیه 20) و سرانجام عاملی  است كه نام واقف را نیز جاودان می ‏سازد و وی را به نوعی خلود و بقا می ‏رساند وقف عبارت است از حبس کردن مال ، تصرف نکردن در آن و بخشیدن منفعت های حق استفاده از آن در راه خیر. به عبارتی وقف به معنی نگاه داشتن دایمی اصل مال و بهره برداری از منافع آن برای خیرات است.
این عمل نیک، با 14 قرن سابقه در اسلام، ابتدا با توجه به حدیثی از پیامبر (ص) صدقه جاریه نام داشته است: «بهترین یادگار و میراثی که انسان از خود بر جای می گذارد 3 چیز است: صدقه جاریه (وقف) که اجر و مزدش به او می رسد، دانشی که پس از او مورد استفاده واقع شود و فرزند شایسته ای که خیری در بر داشته باشد.» در هر صورت نقش وقف در فعالیت های نیک و خیر و ارائه خدمات به اشخاص و موسسه ها، سرپرستی ایتام ، ضعفا، فقرا و مراقبت و توجه بر اوضاع و احوال آنان انکارناپذیر است.علاوه بر این وقف در عرصه های تاسیس و مدیریت مساجد، مدارس ، آموزشگاه ها، دانشگاه ها، کتابخانه ها، درمانگاه ها و حتی آرامگاه ها نیز شرکت می کند. حتی وقف کنندگان به آسایش مسافران نیز توجه داشته اند و استراحت گاه هایی به این منظور در برخی راههای اصلی می ساختند.
به هر حال از آنجا که هیچ محدودیتی برای وقف کننده در نظر گرفته نمی شود، البته تا زمانی که وقف مستلزم گناه و معصیت نباشد، عرصه وقف همچنان رو به گسترش است. در هر حال با وجود این که وقف در طول تاریخ توسط حکومت های مختلف، دوران پر از فراز و نشیبی را گذرانده، اما حکومت هایی هم بوده اند که در عصر آنها، وقف دوران طلایی رشد خود را طی کرده است، مانند دوران عباسیان که توجه شایانی در آن به عمل وقف صورت گرفت، به طوری که درآمد موقوفات سالانه بالغ بر صدها هزار دینار طلا می گردید و نظامیه های بغداد و نیشابور از این طریق اداره می شدند. در این عصر تشکیلاتی به نام دیوان اوقاف نیز برای رسیدگی به امور وقفی وجود داشت. وقف از قرن چهارم تا هفتم هجری نیز رونقی بسزا داشت، تا جایی که در قرن ششم به دلیل استقبال مردم، سنت حسنه موقوفات به منظور تاسیس مدارس، بیمارستان، کتابخانه و مصارف عامه گسترش فراوان یافت و ضرورت رعایت ضوابط شرعی ایجاب کرد تصدی امور موقوفات بر عهده دانشمندان و علمای دین واگذار شود.
در دوران صفویه نیز به دلیل تنوع فراوان موقوفات و انجام امور ثبت در دفاتر ویژه و مصرف عواید گوناگون آنها براساس مفاد وقف نامه ها، تشکیلاتی مانند وزارت اوقاف برای اولین بار در کشور تاسیس شد. در هر صورت، وقف یکی از عوامل تاثیرگذار در شکوفایی تمدن اسلامی بوده است.


پنجشنبه 22 اسفند 1387

جزئیاتی از صلح امام حسن(ع) با معاویه(لعن) و اسرار آن

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

آشفتگی روحیه ی سپاه امام حسن(ع) و خدعه و تطمیع معاویه (لعن)، امام را مجبور كرد كه با شرایطی صلح كند كه از جمله مفاد آن این است كه : امام، ولایت مسلمین را به معاویه واگذار نماید مشروط بر اینكه عمل به كتاب خدا و سنت پیغمبر كند و حق نداشته باشد پس از خود خلیفه معین كند، یا عهدی برای كسی بگیرد، بلكه كار مسلمین را به شورا واگذار نماید و مسلمین در هر كجا كه هستند بر جان و مال خود ایمن باشند، مخصوصاً دوستان و هواخواهان امیرالمؤمنین(ع)، معاویه به خداوند عهد و میثاق می دهد و با حسن بن علی(ع) پیمان می بندد كه به این شرط عمل كند و در صدد آزار حسن بن علی(ع) و برادرش حسین بن علی(ع) و تمام افراد خاندان پیغمبر نیاید، آشكار یا پنهان قصد بدی در باره ی آنها نكند، كسی را نترساند و تهدید نكند.
معاویه(لعن) با آنكه خود را موظف به اجرای مفاد صلحنامه می دانست، اما چون بر سریر سلطنت جای گرفت، به كلی مفاد صلح و پیمان را فراموش كرد و اختیار كشور پهناور اسلام را به دست جنایتكاران حزب اموی سپرد.
از اسرار صلح امام حسن(ع): امام حسن(ع) بر حسب وظیفه آسمانی و تربیت خانوادگی و ولایت مطلقه ای كه داشت، می باید برای حفظ دین قیام فرماید. او یك مرد سیاسی مانند معاویه(لعن) نبود كه همه چیز را فدای مصالح شخصی نماید. او چون پدرش به دنیا وقعی نمی نهاد و از مال دنیا با آنكه پسر پیغمبر بود چیزی نیندوخت و هر چه داشت در سفره گسترده و در طبق اخلاص و اكرام می نهاد وبالاتر آنكه هستی خود را حتی جان شیرین را فدای بقای دین می كرد، چنانچه او و برادرش و همه ی ائمه معصومین(ع) برای دین فداكاری كردند تا مسموم و مقتول شدند. اگر امام حسن(ع) می خواست به جنگ بپردازد، بدون شك خود و تمام اصحابش كشته می شدند و آن تعداد مسلمانی هم كه از جنگ های جمل و صفین و نهروان باقی مانده بود، آنها هم فدای تمایلات حزب اموی می شدند و به كلی نه تنها از امام حسن(ع) نامی نبود، از هدف مقدس او هم نامی نبود. می نوشتند برای ریاست قیام كرد و جنگ نمود تا مغلوب و كشته شد. ولی این فداكاری كه او به منظور حفظ قرآن و آئین اسلام نمود، یعنی از مقام و منصب دنیوی و مال و منال و ریاست صرف نظرنمود و صلح كرد تا عرض ناموس و جان و مال و خاندان شیعیان و دوستان او باقی بمانند و از لباس مظلومیتی كه او پوشید، اثبات حق خویش را بنماید.


پنجشنبه 22 اسفند 1387

انسان و انسانیت

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

همه روزه انسان ها را می بینیم كه با وجود نزدیكی به یكدیگر از هم دور شده اند، اما چرا؟ شاید یكی از دلایل آن این است كه ارزشها تبدیل به ضد ارزش شده اند، مثلاً احترام به قوانین كه در حال حاضر متأسفانه كمتر از سوی انسانها دیده می شود یا مسائل دیگری كه به شكل روزمره با آنها روبرو هستیم، نمونه بارز آن بحث و درگیری نسبت به مسائل پوچ و كوچك می باشد كه مسلماً نتایج منفی به دنبال خواهد داشت و مثال های فراوانی در این زمینه مانند: حسادت، چشم و هم چشمی، شایعه پراكنی، دروغ، عدم احترام به پدر و مادر و مواردی فراوان كه مشهود می باشد. شاید برای خیلی ها جای تعجب باشد كه انسانهایی  را می بینند كه زمانی الگو بوده، اما در حال حاضر تبدیل به انسانهایی با معیار كامل مادی بدون درك مفاهیم معنوی شده اند ، یعنی تغییر نموده اند، اما نه در جهت مثبت بلكه بالعكس. البته انسانهای دیگر نیز هستند كه شبیه اینان اند كه ما را با آنان كاری نیست آنها كسانی هستند كه آزادند، البته از دید خود؛ لذت بار زندگی می كنند، راحت طلب اند و طعم سختی را نچشیده اند و ما این را می دانیم كه درك مفاهیم معنوی و راحت طلبی دو مفهوم متضاد اند. آنها به حال خود باشند بسی بهتر است و اما این مطلب كه ارزشها به ضد ارزش تبدیل گشته اند، واقعاً از كجا نشأت می گیرد؟ شاید پاسخ آن كمبودها، همرنگ جماعت شدن و راحت طلبی ها و عدم تفكر كافی نسبت به خود، جهان و یگانه خالق هستی باشد؛ اما ما نمی خواهیم اینگونه باشیم و شبیه اینان باشیم، بلكه می خواهیم انسانی دلسوز، كنجكاو و مسئولیت طلب نسبت به خود و جامعه ی خود باشیم و در راه رسیدن به خالق گام برداریم و البته شاید سختی هایی را متحمل شویم، اما این سختی ها در مقابل رسیدن به هدف، یعنی كشتن دیو نفس و رسیدن به خالق هیچ است.
در آخر این نكته را باید افزود كه چه بهتر است ما این ضرب المثل (گر خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو) را تغییر داده و اینگونه زمزمه نماییم : (گر خواهی نشوی همرنگ، رسوای جماعت شو) و چه زیبا گفته است افلاطون حكیم: اگر روزگاری شأن و مقامت پایین آمد، ناامید مشو،زیرا آفتاب هر روز  هنگام غروب پایین می رود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید.


پنجشنبه 22 اسفند 1387

قلمروی دین در عرصه اقتصاد (2)

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

ج) حق گرایی: حق را مال هر كس كه باشد، نزدیك یا دور بپرداز و در این راه شكیبا باش و این شكیبایی را به حساب خدا بگذار و هر چند اجرای حق، مشكلاتی برای نزدیكانت فراهم آورد، تحمل سنگینی آن را به یاد قیامت بر خود هموار ساز.
د) امنیت اقتصادی: عامل مهم رونق و شكوفایی اقتصادی، شیوه درست برخورد دولت با تجّار و تولید كنندگان و كارگران و برنامه ریزی برای امنیت اقتصادی است. امیرمؤمنان(ع) برای ایجاد امنیت اقتصادی، موارد ذیل را توصیه می فرماید: «هرگز كسی را از نیازمندیش بازندارید و از خواسته های مشروعش محروم نسازید و برای گرفتن مالیات  از مردم، لباسهای تابستانی یا زمستانی و مركب سواری و برده ی كاری آنان را نفروشید و برای گرفتن درهمی، كسی را با تازیانه نزنید و دست اندازی به مال كسی (نماز گذار باشد یا غیر مسلمانی كه در پناه اسلام است) نكنید، جز اسب یا اسلحه ای كه برای تجاوز به مسلمان ها به كار گرفته می شود. با ترس از خدایی كه  یكتاست و همتایی ندارد حركت كن، در سر راه؛ هیچ مسلمانی را نترسان یا با زور از زمین او نگذر و افزونتر از حقوق الهی از او مگیر. هرگاه به آبادی رسیدی، در كنار آب فرود آی و وارد خانه ی كسی مشو، سپس با آرامش و وقار به سوی آنان حركت كن تا در میانشان قرار گیری، به آنها سلام كن و در تعارف و مهربانی كوتاهی نكن».
ه) ضرورت برنامه ریزی: مؤمن باید شبانه روز خود را به 3 بخش تقسیم كند: زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار، مكانی برای تأمین هزینه ی زندگی و زمانی برای واداشتن نفس به لذت هایی كه حلال و زیباست. خردمند را نشاید جز آن كه در پی سه چیز حركت كند: كسب حلال برای تأمین زندگی، یا گام نهادن در راه آخرت و یا بدست آوردن لذت های حلال.
2) سیاست ها و اهداف سلبی اقتصادی در سنت علوی:
الف) گرفتن مالیات سنگین از مردم: امام علی(ع) در این باره می فرماید: اگر مردم شكایت كردند از سنگینی مالیات یا آفت زدگی یا خشك شدن آب چشمه ها یا كمی باران یا خراب شدن زمین در سیلاب ها یا خشكسالی، در گرفتن مالیات به میزانی تخفیف ده تا امورشان سامان گیرد و هرگز تخفیف دادن در خراج، تو را نگران نسازد.
ب) رانت خواری: همانا زمامداران را خواص و نزدیكانی است كه خودخواه و چپاولگرند و در معاملات انصاف ندارند، ریشه ی ستمكاریشان را با بریدن اسباب آن خشك گردان و زمین را به هیچ كدام از اطرافیان و خویشاوندانت واگذار نكن و به گونه ای به آنان رفتار كن كه قراردادی به سودشان منعقد نگردد كه به مردم زیان رسانند، مانند: آبیاری مزارع یا زراعت مشترك كه هزینه های آن را به دیگران تحمیل كنند، در آن صورت سودش برای آنان و عیب و ننگش در دنیا و آخرت برای توست.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic