امام حسین(علیه السلام) در روز عرفه از مكه به طرف كربلا حركت كرد.
امام حسین(علیه السلام) روز جمعه دوم محرم وارد سرزمین كربلا شد.
واقعه ی عاشورا مطابق با شهریورماه بود.
امام حسین(علیه السلام) هنگام شهادت پنجاه و هفت سال داشتند.
امام حسین(علیه السلام) و یاران وفادارش هشت روز در كربلا بودند.
نه نفر از فرزندان حضرت علی(علیه السلام) در كربلا به شهادت رسیدند.
سه نفر از فرزندان امام حسین(علیه السلام) در كربلا به شهادت رسیدند.
عمربن سعد(لعنه الله علیه) در سوم محرم با لشگرش وارد كربلا شد.
شمربن ذی الجوشن(لعنه الله علیه) در نهم محرم وارد كربلا شد.
پانصد تن از سربازان دشمن مأمور بستن آب بودند.
لشگر كوفیان با سی و سه هزار نفر نیرو به جنگ با امام حسین(علیه السلام) آمدند.
سر سه تن از شهدای روز عاشورا را به نام های عبدالله بن عمیركلبی، عابس بن ابی شبیب شاكری و عمروبن جناده به طرف امام حسین(علیه السلام) پرتاب نمودند.
ده نفر از لشگریان سپاه كوفه با اسب بر بدن امام حسین(علیه السلام) تاختند.
عمربن سعد(لعنه الله علیه) دستور تاختن با اسب بر بدن مقدس امام حسین(علیه السلام) را صادر كرد.مادر وهب تنها زنی بود كه در كربلا به شهادت رسید.
پنج تن از شهدای كربلا به نام های حبیب بن مظاهر، انس بن حرث كاهلی، هانی بن عروه، مسلم بن عوسجه و عبدالله بن بقطر عمیدی از اصحاب رسول اكرم(ص) بودند.
تعداد افراد لشگر عمربن سعد(لعنه الله علیه) 6000 نفر بود.
شمربن ذی الجوشن(لعنه الله علیه) با 4000 نفر نیرو به كربلا آمد.
سعیدبن عبدالله از یاران باوفای امام حسین(علیه السلام) پیكر خود را سپر تیرهای دشمن ساخت تا امام(ع) نمازشان را بخوانند. در هفتم محرم، فرمان بستن آب بر روی امام حسین(علیه السلام) از طرف كوفه صادر شد.
حر، واضع رومی، حضرت عباس(علیه السلام)، جون، حضرت علی اكبر(علیه السلام)، حضرت قاسم(علیه السلام)و مسلم بن عوسجه شهیدانی بودند كه امام حسین(علیه السلام) هنگام شهادتشان با پای پیاده بر بالین آنها رفتند.
كوچكترین شهید كربلا حضرت علی اصغر(علیه السلام) و بزرگترین شهید كربلا حبیب بن مظاهر بود.سر مبارك امام حسین(علیه السلام) بر بالای نیزه، آیات سوره كهف را قرائت می كرد.حضرت رقیه(علیه السلام) از دختران امام حسین(علیه السلام) در خرابه شام جان داد. اولین زمینی كه خداوند آن را قداست بخشید، زمین كربلا بود.جابربن عبدالله انصاری در روز اربعین وارد كربلا شد. اولین نوحه گر امام حسین(علیه السلام)، خداوند متعال بود.سكینه دختر امام حسین(علیه السلام) در خرابه شام، امام حسین(علیه السلام) را در خواب دید.


شنبه 21 دی 1387

امیر کبیر و اقدامات او

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

میرزاتقی خان فراهانی(امیركبیر) كه از رجال نامی ایران بود و همزمان با به قدرت رسیدن ناصرالدین شاه به مقام صدرات انتخاب شد، فرزند كربلایی قربان آشپز بود.
وی ابتدا به همراه پدر به دستگاه میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی(صدراعظم محمدشاه) راه یافت و چون آثار كاردانی از همان آغاز كار در او نمایان بود  به سمت منشیگری قائم مقام انتخاب شد.
او پس از رسیدن به مقام صدرات با خواهر شاه ازدواج كرد. وی در مدت كوتاه صدرات خود توانست نابسامانیها را تا حدودی بهبود بخشد. برخی از اقدامات امیركبیر عبارتند از:
1) مبارزه با رشوه خواری و قطع درآمدهایی كه مأموران دولت مستقیماً از مردم می گرفتند.
2) ایجاد دارالفنون برای تربیت نظامیان تحصیل كرده و مهندسان و پزشكان آشنا به علوم جدید.
3) محدود ساختن نفوذ روسیه و انگلستان در ایران و جلوگیری از دخالت بیگانگان و ...
اقدامات امیركبیر اوضاع آشفته كشور را بهبود بخشید، اما درباریان و بیگانگانی كه پیشرفت ایران را به ضرر منافع خود می دیدند با كمك مادر ناصرالدین شاه، شاه را نسبت به او بدبین كردند. شاه نیز سرانجام در سال 1268 ه ـ ق فرمان عزل امیركبیر را صادر و وی را به كاشان تبعید كرد. مزدوران انگلیسی كه می ترسیدند به زودی نظر شاه نسبت به امیركبیر تغییر كند، فرمان قتل او را نیز از شاه گرفتند و سرانجام این مرد قهرمان و مبارز بزرگ را در حمام فین كاشان به قتل رساندند


شنبه 21 دی 1387

جاذبه و دافعه حضرت علی (علیه السلام)

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

قانون جذب و دفع یك قانون عمومی است كه بر سرتاسر نظام آفرینش حكومت می كند. جذب و دفع در صحنه ی حیات اجتماعی نیز بین انسان ها وجود دارد. رفاقت ها و كینه توزی ها مظاهری از جذب و دفع انسانی اند.
ریشه ی اصلی دفع و جذب ها، نیاز و رفع نیاز است؛ زیرا ایشان موجودی اجتماعی است و با زندگی اجتماعی می تواند حاجت های خود را رفع و زیان ها را از خود دور سازد و همین منشأ جذب و دفع می شود. انسان ها در جاذبه و دافعه یكسان نیستند: گروهی نه جاذبه دارند و نه دافعه، نه دوست دارند و نه دشمن، دسته ای دیگر جاذبه دارند اما دافعه ندارند و با همه می جوشند، سومین گروه دافعه دارند اما جاذبه ندارند و دشمن سازند، اما دوست ساز نیستند و آخرین دسته هم جاذبه دارند و هم دافعه، این دسته نیز به چند گونه اند: یا جاذبه و دافعه آنها قوی و یا هر دو وجه ضعیف و یا یك حالت قوی و حالت دیگر ضعیف است.علی (علیه السلام) از مردانی است كه هم جاذبه دارد و هم دافعه و جاذبه و دافعه ی او سخت نیرومند است، دوستانی دارد تاریخی، فداكار، باگذشت و از عشق او همچون شعله هایی از خرمن آتش سوزان، پرفروغ اند و دشمنان سرسختی دارند كه از شنیدن نام او به خود می پیچند.جاذبه ی علی (علیه السلام) سه بعدی است، هم سطح وسیعی از جمعیت را مجذوب خویش ساخته و هم به یك قرن و دوقرن محدود نیست و در طول زمان ادامه و گسترش دارد و هم تا ژرفای دل ها و  باطن ها پیش رفته است. سر این شدت جذب این است كه علی(علیه السلام) رنگ خدایی داشت و مرد الهی بود و اگر چنین نبود، همانند سایر قهرمانان علمی، فلسفی و تاریخی فراموش می شد. امام درباره ی خود می فرماید:  « فردا، ارزش ایام زندگی مرا خواهید دید و خصایص شناخته شده ی من برایتان آشكار می گردد و پس از تهی شدن جای من و ایستادن دیگری در جایم، مرا خواهید شناخت»از بزرگترین امتیازات شیعه این است كه پایه و زیربنای اصلی آن محبت است. تشیع، مذهب عشق و شیفتگی است و همین بود كه علی(علیه السلام) در همان حالی كه حدود الهی را جاری می كرد، محبت مجرمان نسبت به او كاسته نمی شد، او خود می فرماید :« اگر با این شمشیرم بینی مؤمن را بزنم كه با من دشمن شود، هرگز دشمنی نخواهد كرد و اگر همه ی دنیا را بر سر منافق بریزم كه مرا دوست بدارد، هرگز مرا دوست نخواهد داشت».آری، علی(علیه السلام) محبوب دل ها و معشوق انسان هاست، اما جسم، قهرمانی و سایر فضیلت ها ی علی(علیه السلام) ملاك محبوبیت او نیست، علی(علیه السلام) از آن نظر محبوب است كه پیوند الهی دارد، چون دل ما علی(علیه السلام) را آیت بزرگ حق و مظهر صفات اومی یابد به او عشق می ورزد


شنبه 21 دی 1387

جایگاه انقلاب اسلامی ایران

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

در خصوص جایگاه انقلاب اسلامی ایران، صاحب نظران زیادی به اظهار نظر پرداختند كه هر یك از آنها در جای خود واجد عنوان خاصی می تواند باشد. یكی از سرسخت ترین دشمنان انقلاب اسلامی در كتابی كه پیرامون سقوط شاه نوشته است، در خصوص انقلاب اسلامی چنین می نویسند كه : در انقلاب ایران حادثه ای بود كه از نظر وسعت با انقلاب فرانسه یا روسیه مقایسه شده است. این انقلاب یك تغییر رژیم عادی در یك كشور جهان سوم نبود، كه فلان ژنرال با یك كودتای نظامی پادشاهی را سرنگون كند و خود جانشین او شود. انقلاب ایران واژگونی كامل یك استبداد بود. استبدادی كه ظاهراً مقتدر و متمركز به مبنای نیروی نظامی یكپارچه و وفادار پی ریزی شده بود و به وسیله آن استقرار یافته بود.
 در مقام مقایسه ی انقلاب اسلامی ایران با بزرگترین انقلاب های دگرگون ساز جهانی است، لیكن از خصومت و تنگ نظری خالی نیست، زیرا انقلاب های بزرگ جهان؛ همواره با نوعی گسل از تاریخ و فرهنگ خودی و گرایش به بیگانه همراه بوده است، در حالی كه انقلاب اسلامی دقیقاً برعكس، یعنی مصداق كامل رهایی از فرهنگ تحمیلی بیگانه به سوی اسارت خود و تاریخ و فرهنگ خویش است. آنچه در ایران رخ نموده یك افتخار بزرگ و دستیابی به یك میراث ارزشمند است. پروفسور الگار محقق مسلمان آمریكایی در نخستین سال های پیروزی انقلاب اسلامی طی سخنرانی هایی در لندن سخنانی ایراد نمود. او می گوید: یكی از عوامل مهمی كه انقلاب اسلامی ایران را از تمامی انقلاب های دگرگون ساز دیگر قرن حاضر متمایز می سازد همین ریشه های عمیق است كه این انقلاب در گذشته ی تاریخ دارد. در حالیكه انقلاب های روسیه، چین و نظایر آن دست كم نظراً درصدد نفی اساس همه ی گذشته ی خود بوده و انقلاب اسلامی ایران به عكس همه ی این ها تداوم و تعالی بخش مهمی از میراث انقلاب اسلامی ایران است.

اربعین حسینی (علیه السلام)
حسین(ع) در نزد شیعیان و آگاهان از اهداف و آرمانهای او، تنها اسمی برای یك شخص نیست، بلكه این نام (حسین«ع») نماد هدایت است و رمز قهرمانی و انسانیت و آرمان و سرلوحه دین و شریعت است و سرفصل فداكاری در راه حق و جانبازی در راه عدالت است. چنانچه نام یزید(لعن) نماد فساد و تباهی است، بنابراین زنده نگه داشتن حماسه حسینی(ع) و جهاد او و آرمان او به معنای زنده نگه داشتن حق و آزادی است و تجدید خاطره ی جانبازی های حسین(ع) و خاندان او و یارانش در این اهداف مقدس است.


شنبه 21 دی 1387

تغییر قبله از بیت المقدس به كعبه

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

از جمله اقداماتی كه در تثبیت حكومت اسلامی مدنی مؤثر بود و مسلمانان به استقلال فرهنگی دست یافتند، مسأله تغییر قبله بود. پیامبراسلام(ص) به امر خداوند درتمام دوره ی سیزده ساله ی مكی و هفده ماه پس از هجرت، به سوی بیت المقدس نماز گذارد. یهودیان بر رسول الله(ص) عیب می گرفتند و می گفتند: تو تابع ما هستی، زیرا به سوی قبله ی ما نماز می گذاری، رسول الله(ص) غمگین گشتند و شب از منزل خارج شدند و به آسمان نگریستند. فردای آن روز كه آن حضرت در مسجد بنی سالم حاضر شده و2 ركعت از نماز ظهر را با مردم به جای آورده بود، جبرئیل نازل شد و او را به سوی كعبه متوجه گردانید و 2 ركعت دیگر را به سوی كعبه به جای آورد. درهمین مورد قول خداوند متعال بر او نازل شد:
ترجمه آیه 144 سوره بقره:« ما توجه تو را بر آسمان به انتظار وحی و تغییر قبله بنگریم و البته روی تو به  قبله ایكه بدان خشنود شوی بگردانیم، پس روی كن به طرف مسجد الحرام و شما مسلمین نیز هركجا باشید در نماز روی بدان جانب كنید و گروه اهل كتاب به خوبی می دانند كه این تغییر قبله به حق از جانب خداست و خداوند از كردار آنها غافل نیست.»
تغییر قبله بر یهودیان و منافقان بسیار گران آمد و فاصله ی میان مسلمانان و یهودیان را بیشتر كرد.


شنبه 21 دی 1387

آیا تا به حال به روح فکر کرده اید ؟

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    


همان چیزی كه همه ی انسان ها تا قبل از مردن دارند و بعد از مردن از جسم انسان ها جدا شده به عالمی دیگر منتقل می شود. عده ای هستند كه با شنیدن اسم آن لرزه بر اندام آن ها می افتد و به قول معروف قالب تهی می كنند. به راستی كه روح چیست؟ بعد از مرگ به كجا می رود و سرانجام آن چه خواهد شد؟ آیا روح ها قادرند به دنیای مادی انسان ها پای بگذارند؟ آیا ما آدمیان توانایی دیدن روحِ درگذشتگان را داریم و هزاران هزار سؤال دیگر در مورد روح كه بعضی از آنها را هنوز ذهن ناتوانِ بشر نتوانسته است حل و فصل كند. به راستی كه حتی شكاك ترین و بدبین ترین افراد هم نمی توانند انكار كنند كه واقعیت و وجود منحصر به پدیده هایی هست كه حواس پنج گانه ما درك می كند نیست و در وراء حواس ما پدیده ای است كه به تمثیت امور بدن و گردش چرخ زندگی  می پردازد و زندگی می بخشد.
بله این پایه ی حیات و مایه جنبش و انرژی از قدیم روح نامیده می شود و اگر نامی دیگر هم بر آن بنهند باز هم روح است و تجلی آن كه از آغاز زندگی بشر توجه آدمیان را به خود مشغول داشته است. مطالبی را كه با هم می خوانیم شاید بتوانند به برخی سؤالات ما درباره روح جواب قابل قبولی بدهند.
عقاید ملل جهان از قدیم تا كنون در مورد روح:
مسأله روح از قدیمی ترین زمان ها و شاید از پیدایش انسان توجه آدمی را به خود مشغول داشته است. با مطالعاتی كه در آثار اقوام مختلف به عمل آمده از روی تصاویری كه در غارها به جای گذاشته اند و از طرز تدفین اموات آن ها چنین بر می آید كه اقوام مختلف ولو آنكه وحشی بوده اند به چیزی پس از مرگ عقیده داشته اند و كم و بیش برای انسانی كه مرده روح یا چیزی شبیه به آن قائل اند .
به هر نسبت كه انسان پیشرفت كرده این عقیده راسخ تر شده و روح و معاد بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته، مردم عهد باستان برای این پدیده كه با نبودش، انسان به مرده تبدیل می شود تعبیراتی آورده بودند، مثلاً در قاره اروپا زبان سانسكریت قدیمیترین زبان است و در این زبان برای روح، هوا یا باد یك كلمه وجود دارد كه كلمه آسمان برای هر سه مورد استفاده می شده است و این مسأله نشان می دهد كه اقوام قدیمی روح را چیزی عین باد یا هوا می دانستند، خلاصه این كه انسان های اولیه با توسل به تجربه و اندیشه دریافتند كه جسم انسلان یك عنصر مادی است ولی زندگی یك عنصر غیرمادی و چیزی است سبك و هوایی، مثل باد و شاید به این مناسبت است كه حافظ می گوید: جهان در آب نهاده است و زندگی بر باد .
اسلام و روح:
دراسلام راجع به روح بحث های بسیاری شده است. قرآن كریم بارها كلمه ی روح را به میان كشیده. همچنان كه از نفس، سخن گفته و اشارات بسیار به عالم غیب و آخرت و جن و مانند این ها دارد.صریح ترین جمله درباره روح، آیه ای است كه ترجمه ی متن آن این است: ( از تو ای پیامبر، درباره ی روح سؤال می كنند؛ بگو: روح از امور خداوندی است و به فرمان خداست.) «سوره اَسری/آیه 85»
از ظاهر آیه چنین استنباط می شود كه روح امری است كه هیچ كس نمی تواند از حقیقت و نوع و چگونگی آن آگاه شود و تنها خداست كه از آن اطلاع دارد و آن را می شناسد. ولی گفته اند چنین استنباطی درست هم نیست چون خداوند صراحتاً در آیه نگفته است كه انسان حق ندارد و نباید درباره روح به تحقیق بپردازد و كوشش كند آنرا بشناسد. در قرآن مجید همچنین از نفس كه خود در معرفه الروح بحث مفصلی دارد، سخن ها گفته شده است. مثلاً در آیه ای خطاب به این نفس چنین آمده:( ای نفس مطمئن قدسی، با خشنودی و رضایت خاطر به سوی پروردگارت بازگرد.) از این آیه برمی آید كه هر نفسی به سوی خدا بازگشت دارد و بارها خوانده و شنیده ایم كه ما از خداییم و به سوی او باز    می گردیم.«سوره بقره/آیه156»
پیامبر اسلام(ص) نیز بارها سخن از عالم روحانی و خارج از      محدوده ی چشم و گوش و حواس انسان به میان آورده و بطور مثال فرموده است: مرا با خداوند حالاتی است كه هیچ فرشته ی مقرب و پیامبری تحمل آن را ندارد.


دوشنبه 16 دی 1387

وظیفه شیعه در عصر غیبت

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    


«اَینَ مُبیدُ اَهلِ الفُسوُقِ وَالعِصیانِ والطُغیان» (كجاست نابودكننده ی اهل فسق و گناه وسركشان و ظالمان)
راه صحیح معرفت این است كه انسان از خدا بخواهد تا ولی خودش را به او بشناساند. زراره می گوید: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم كه فرمود: « قائم ما قبل از قیام خود غیبت طولانی دارد.» زراره پرسید چرا؟ فرمود: « برای اینكه اگر ظاهر باشد، او را خواهند كشت و زمین را از حجت خدا خالی خواهند كرد.» آنگاه فرمود: ای زراره ! اوست كه انتظارش را می كِشند، اوست كه مردم در ولادت او شك می كردند، برخی می گویند: پدرش از دنیا رفت و فرزندی از خود به یادگار نگذاشت! برخی گویند: در شكم مادرش است، برخی می گویند: غایب است و برخی می گویند: به دنیا نیامده است. لیكن خدای سبحان می خواهد شیعه ی مرا امتحان كند و در این امتحان سخت، با حالی گریان دچار تردید می شوند. زراره كه گویا با شنیدن این كلمات وحشت زده شده بود، به فكر چاره افتاد و گفت: فدایت شوم، اگر من در آن زمان بودم چه كنم؟
امام صادق(علیه السلام) فرمود: اگر آن زمان را درك كردی پیوسته این دعا را بخوان كه: خدایا خودت را به من بشناسان كه اگر خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نخواهم شناخت.
خدایا پیامبرت را به من بشناسان كه اگر پیامبرت را به من نشناسانی، حجتت را نخواهم شناخت.خدایا حجتت را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من نشناسانی، از دین منحرف و گمراه خواهم شد.                                          
برگرفته از آثار آیت الله جوادی آملی


شنبه 7 دی 1387

تقصیر چه کسی است

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

( اكثراً فراموش كرده اند كه برای چه به دنیا آمده اند؟ )؛ آری ، این سخن پندآموز ( بودا ) ما را به درون خودمان برمی گرداند تا اندكی خجالت بكشیم كه ای بشر چطور شد كه خدا را و دستورات خدا را فراموش كردی و در این دنیای مادی هر شكل كه دوست داشتی زندگی كردی. خداوند انسان را آفرید و سپس دنیا را آفرید و دنیا را محل امن و آسایش و مرحله ی تكامل وی قرار داد تا او بتواند به بهترین شكل و كامل ترین صورت و با اندوخته ای متعالی پا به آخرت گذارد دنیا را آفرید و قوانین آن را نیز بصورت كامل به انسان آموخت و برای یادآوری این قوانین صدوبیست و چهار هزار پیغمبر و چند كتاب آسمانی و در پایان نیز دوازده امام معصوم (علیه السلام) را به این دنیا فرستاد تا انسان مبادا فراموش كند كه برای چه به این دنیا آمده است، اما مگر این موجود دو پا توانست به این قوانین تن در دهد، علاوه بر این كه این قوانین را فرا نگرفت بلكه بر ضد این قوانین نیز عمل كرد. دنیا را احاطه كرد، هرطور كه خواست عمل كرد، گاهی ظلم نمود به حساب خدا گذاشت، گاهی كفر نمود به حساب خدا گذاشت، گاهی شرك نمود به حساب خدا گذاشت؛ با فرستادگان خدا به بدترین شكل رفتار نمود و به حساب خدا گذاشت، كتب آسمانی را مورد بازیچه ی خود گرفت و به حساب خدا گذاشت و اما خداوندچه كرد؟گاهی وقت ها با خودم فكر می كنم كه چه صبری خدا دارد!؟ و چه رذالتی ما انسان ها!!؟
آن موقع كه خدا انسان را آفرید به خود آفرین گفت و فرشتگان را امر به سجده ی انسان كرد و در روی زمین مقام خلیفه الله را به انسان عرضه نمود، اما انسان چه كرد؟
منكر وجود خدا شد، وای بر ما، وای بر اندیشه ی ما، وای بر عاقبت و آخر ما.
هر روز یك قانون برای جهان وضع می كنیم، گاهی نیز با دین بازی می كنیم و گاهی هم به خدا می خندیم، آه...
خداوندا چطور به رحمت تو امید داشته باشیم، وقتی عظمت تو را زیر سؤال می بریم، وقتی قدرت تو را نفی می كنیم! وقتی مقربان درگاه تو ( چهارده معصوم« علیه السلام » ) را منكر می شویم.خدایا این سؤال بزرگ برای من كابوس شده است. واقعاً تقصیر چه كسی است؟!...


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic