تبلیغات
حرفی از جنس زمان - خرس ها (قسمت اول)
شنبه 22 فروردین 1388

خرس ها (قسمت اول)

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    


مردان روستای((سارم بیك)) زود می میرند، با وجود اینكه بار سنگین بردگی و روستایی بر دوش زنان است ولی باز هم مردان عمر كوتاهی دارند. در ((سارم بیك)) كسی نمی داند كه به چه علٌت وچرا مردان این چنین عمر كوتاهی داشتند و زودتر می میرند. مگر فقط این است ؟ چیزهای زیادی در این دنیاست كه اهالی روستای ((سارم بیك)) از آن آگاه  نیستند و اگر به جزئیات آنها پی ببرند ، زندگیشان دگرگون می شود،در هر حال...
فقط یك نفر از مردان در((سارم بیك)) است كه از همه بیشتر عمر كرده وسرد وگرم دنیا راچشیده است .او به عمر صفرمعروف است،او از چوپانی گرفته ، هر كاری كرده است و در این دنیای پهناور حتی صاحب یك قطعه ملك وپنج وشش اصله درخت سپیدار نشده است . در بسیج های عمومیبه جنگ های بسیاری رفته وباز گشته است و از همه آنها درجه ای برای بازو یا نشانی برای سینه اش نگرفته است. كسی به او اعتنایی نكرده و او را به حساب نیاورده است. او حالا می گوید : (( برهنه به دنیا آمدن ولخت و عور از این دنیا رخت بر بستن ،از جوانمردی است ! ))  در روزهای تنگدستی، تسبیحی را كه ((دست ساز)) خودش بود و با چاقوی تیزش از شاخه های چوب خشك تراشیده  وتك تك بهیك نخ قطر(رج) كرده بود، از بدی و خوبی كارها وحیله و مكر روزگار و جنبه های تلخ و دام‌‌‌‍‍‌‌‌‌‌‌‌{نهادن}آنرا شرح داده و انتظار روزی را می كشد كه برهنه و عریان بارسفر را بربندد.

   


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر