تبلیغات
حرفی از جنس زمان - سلوك و عبادت در كلام مولا علی(علیه السلام)
دوشنبه 28 بهمن 1387

سلوك و عبادت در كلام مولا علی(علیه السلام)

   نوشته شده توسط: حسین پورمحرر    

پرستش خداوند و ترك هر گونه بت پرستی، یكی از اصول تعلیمات پیامبران الهی است. عبادات اسلامی به صورت دسته جمعی و فردی شكل گرفته اند. از نظر اسلام هر كار خیر و مفیدی اگر با انگیزه ی پاك و خدایی توأم باشد، عبادت است؛ بنابراین، درس خواندن، كسب و كار و فعالیت اجتماعی، اگر لله و فی الله باشد، عبادت است.
تلقی افراد از عبادت یكسان نیست؛ از نظر برخی، عبادت، نوعی معامله و معاوضه و مبادله ی كار و مزد است. تلقی دیگر از عبادت، تلقی عارفانه است. بر حسب این تلقی، عبادت، نردبان قرب، معراج انسان و تعالی روان اوست.تلقی نهج البلاغه از عبادت، تلقی عارفانه است.  حضرت علی(علیه السلام) در این باره می فرماید:
« همانا گروهی خداوند را به انگیزه ی پاداش می پرستند، این عبادت تجارت پیشگان است؛ گروهی او را از ترس می پرستند، این عبادت، عبادت برده صفتان است؛ و گروهی برای سپاس گذاری او را می پرستند؛ این عبادت آزادگان است. من تو را به خاطر بیم از كفر و یا طمع در بهشتت پرستش نكرده ام، من بدان سبب پرستشت كردم كه تو را شایسته ی پرستش یافتم.»ریشه ی همه ی آثار معنوی، اخلاقی و اجتماعیِ عبادت، یاد حق و از یاد بردن غیر اوست. بر این اساس می فرماید:« خداوند یاد خود را صیقل دلها قرار داده است. دل ها بدین وسیله پس از كری، شنوا و پس از نابینایی، بینا و پس از سركشی و عناد، رام می گردد. اهل معنی در پرتو عبادت به مقامات و حالات و كرامت هایی دست می یابند و فرشتگان آنان را در میان گرفته و آرامش بر ایشان فرود آورده و درهای ملكوت بر روی آنان می گشایند.»
امام علی(علیه السلام) در ترسیم چهره عابدان چنین می فرماید:
« شب ها پاهای خود را برای عبادت جفت می كنند؛ آیات قرآن را با آرامی و شمرده شمرده تلاوت می نمایند؛ با زمزمه ی آن آیات و دقت در معنای آنها غمی عارفانه در دل خود ایجاد می كنند و دوای دردهای خویش را بدین وسیله ظاهر می سازند؛ هر چه از زبان قرآن می شنوند مثل این است كه به چشم می بینند؛ هرگاه به آیه ای از آیات رحمت می رسند بدان طمع می كنند، قلبشان از شوق لبریز می گردد و چنین می نماید كه نصب العین آنهاست؛ و چون به آیه ای از آیات قهر و غضب می رسند، بدان گوش فرا می دهند و مانند این است كه آهنگ بالا و پایین رفتن شعله های جهنم به گوششان می رسد؛ كمرها را به عبادت خم كرده، پیشانیها و كف دست ها و زانوها و سر انگشت پاها به خاك می سایند و آزادی خویش را از خداوند می طلبند. همین ها كه چنین شب زنده داری می كنند وتا این حد روحشان به دنیای دیگر پیوسته است، روزهنگام مردانی اجتماعی، بردبار، دانا، نیك و پارسایند.»


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر